معنای اسم سوره ها قرانکریم
حیف نیست خودمان را مسلمان بدانیم اما معنای اسم سوره ها را ندانیم؟
بسم الله
1- فاتحه گشاينده
2- بقره گاو ماده
3- آل عمرانخانواده حضرت عمران علیه السلام
4- نساءزنان
5- مائده سفره و خوان غذا
6- انعام احشام و چهار پايان
7- اعراف جائى است ميان بهشت و جهنم
8- انفال منابع و ثروت هاى عمومى در طبيعت
9- توبه بازگشت
10- يونس نام يكى از پيامبران
11- هودنام يكى از پيامبران
12- يوسف نام يكى از پيامبران
13- رعدغرش آسمان و ابر
14- ابراهيم نام يكى از انبياء
15- حجرنام سرزمين قوم ثمود
16- نحل زنبور عسل
17- اسراءحركت شبانه
18- كهف غار
19- مريم مادر حضرت عيسى
20- طهرمزى است خطاب به پيامبر اسلام صلی الله علیه وسلم
21- انبياءپيامبران
22- حجّ قصد و آهنگ و نام يكى از عبادات اسلامى كه از فروع دين است
23- مؤمنون ايمان آوردگان
24- نورروشنایی و روشنی
25- فرقان جدا كننده
26- شعراءشاعران
27- نمل مورچه
28- قصص قصّه
29- عنكبوت نوعی حشره
30- روم نام كشورى است
31- لقمان نام مردی حکیم که اصلش حبشی بوده و در روزگار داود می زیسته است
32- سجده سجده كردن
33- احزاب حزب ها و گروه ها
34- سبانام شهری که بلقیس دختر هدهاد در کشور یمن، پادشاه آن بود. او به عقد حضرت سلیمان علیه السلام در آمد
35- فاطرشكافنده، پديد آورنده
36- يساز حروف رمز قرآن و خطاب به پيامبر
37- صافّات به صفّ كشيده ها
38- صاز حروف مقطع رمز
39- زمرجمع زمره: گروه ها و دسته ها
40- مؤمن ايمان آورنده
41- فصّلت بخش بخش و فصل فصل شده
42- شورى مشورت و هم فكرى و نظر خواهى
43- زخرف زينت و زيور
44- دُخان دود
45- جاثيه به زانو افتاده
46- احقاف نام سرزمين قوم عاد در نزديكى يمن
47- محمّدصلی الله عیله وسلم[نام پيامبر بزرگ اسلام
48- فتح پيروزى
49- حجرات حجره ها و اطاق ها
50- قاف حروف رمز اوائل سوره ها
51- ذاريات پراكنده كنندگان
52- طورنام کوهی که حضرت موسی برای مناجات با خدا به آنجا رفت
53- نجم ستاره
54- قمرماه
55- رحمن بخشنده
56- واقعه پيش آمد، حادثه
57- حديدآهن
58- مجادله گفت و گو و جَدَل
59- حشربيرون آمدن، بر انگيخته شدن
60- ممتحنه زن امتحان شده
61- صفّ رديف و صفّ
62- جمعه یکی ازایام هفته
63- منافقون دو چهره ها
64- تغابن گول خوردگى و حسرت و خسران
65- طلاق رها ساختن و طلاق دادن زن
66- تحريم حرام و ممنوع ساختن
67- ملك فرمانروائى
68- قلم وسیله نوشتن
69- حاقّه آن چه سزاوار و مسلم و حقّ است
70- معارج نردبان ها، رتبه هاى بالا برنده
71- نوح از پيامبران بزرگ
72- جن موجودى نامرئى با ويژگيهائى عجيب
73- مزمّل گليم به خود پيچيده
74- مدثّرجامه به خود پيچيده
75- قيامت برخاستن
76- دهرروزگار، دوران
77- مرسلات فرستاده شده ها
78- نبا خبر
79- نازعات آنها كه از روى قوت مى كشند
80- عبسه چهره در هم كشيد
81- تكوير هم پيچيده شدن
82- انفطارشكافته شدن
83- مطففين كم فروشان
84- انشقاق دو شقه شدن و شكاف برداشتن
85- بروج برج ها
86- طارق ستاره ظاهر شونده
87- اعلى برتر
88- غاشيه فرا گيرنده
89- فجرسپيده دم
90- بلدشهر
91- شمس خورشيد
92- ليل شب
93- ضح ىنور و روشنائى
94- انشراح گشاده شدن، وسيع شدن
95- تين انجير
96- علق خون بسته، زالو، كرم
97- قدراندازه، سنجش، ارزش
98- بيّنه دليل روشن و حجت آشكار
99- زلزال لرزش و زلزله
100- العاديات دوندگان
101- قارعه كوبنده
102- تكاثرافتخار به زيادى ثروت و عزّت
103- عصرزمان، بعد از ظهر، فشار و ...
104- همزه عيب جو و طعنه زن
105- فيل نوعی حیوان
106- ايلاف الفت دادن
107- ماعون ظرف غذا
108- كوثرخير فراوان
109- كافرون كافرها
110- نصريارى
111- تبّت شكسته باد
112- اخلاص خالص كردن
113- فلق صبح
114- ناس مردم
ارزش های اخلاقی اجتماعی در اسلام
ارزش های اخلاقی اجتماعی در اسلام
در بخش اخلاق اجتماعی، كه در آن ارزشهای اخلاقی در حوزه رابطه انسان با انسانهای دیگر بررسی میشود، نخستین مسأله ارزیابی اخلاقی نفس اجتماعی زیستن در برابر گوشهگیری و مردم گریزی است. پرسش آن است كه آیا اجتماعی زیستن از نظر اسلام دارایارزش اخلاقی و امری پسندیده است؟ در پاسخ به آن پرسش، ابتدا باید ببینیم كه آیا انسان مجبور است كه در جامعه زندگی كند، یا آنكه با اختیار و انتخاب حیات اجتماعی را بر میگزیند؛ زیرا اگر انسان چارهای جز اجتماعی زیستن نداشته باشد، طبعا از قلمرو اخلاق نیز خارج خواهد بود. گروهی از دانشمندان بر این باورند كه اجتماعی زیستن یك امر جبری است و زندگی اجتماعی برای انسان یك ضرورت طبیعی است. برخی نیز تا آن جا پیش رفتهاند كه اساسا وجود فرد را به مانند سلولی در پیكر اجتماع میبینند. این نظریه با مبانی بینش اسلامی ناسازگار است.زندگی كردن اجتماعی برای هر فرد اختیاری است و هر فرد یك موجود مستقلی است، روح مستقلی دارد، اراده دارد، فكر دارد، شناخت دارد و میتواند زندگی خودش را با افرادی پیوند دهد و یا بگسلد. به همان اندازه كه انسان در این امر اختیار دارد، هم زیستی در قلمرو ارزشهای اخلاقی قرار میگیرد.آنگاه بحث خوب یا بد بودن اصل اجتماعی زیستن، كیفیت و كمیت معاشرت با دیگران مطرح میشود، و این كه نظام اخلاقی اسلام در این باره چه توصیههایی دارد.
عوامل رویكرد به حیات اجتماعی
ارزش اخلاقی اجتماعی زیستن یا گوشه گیری و اعتزال بسته به عواملی است كه موجب رویكرد انسان به حیات اجتماعی یا انزوا طلبی میشود.به دیگر سخن، این دو شیوه زیستن به خودی خود و با قطع نظر از عوامل و انگیزههای آن، به لحاظ اخلاقی خنثی است و مفاهیم خوب یا بد، بدان راه ندارد. عواملی كه موجب اجتماعی زیستن میشوند عبارتنداز: الف.غریزه؛ این غریزه موجب میگردد هر فردی به جنس مخالف تمایل یافته به او نزدیك شود و با وی معاشرت كرده زندگیاش را با او پیوند دهد ـ هسته خانواده ـ كه اساس زندگی اجتماعی انسان را تشكیل میدهد ـ از همین جا شكل میگیرد.ب.عواطف انسان؛ انسان بالطبع مایل است به دیگر انسانها نزدیك شده با آنان انس بگیرد. ج.خرد انسان؛ مهمترین عامل رویكرد انسان به حیات اجتماعی آن است كه انسان با عقل خویش در مییابد كه بر آوردن نیازمندیهایش، اعم از مادی و معنوی، بدون كمك و همیاری دیگران مسیر نیست.از این رو، عقل حكم میكند كه فرد باید با دیگران معاشرت كرده زندگی خود را با آنان بپیوندد.
ارزشهای اخلاقی در حیات اجتماعی
ارزش گذاری درباره اجتماعی زیستن تابع عوامل و انگیزههایی است كه انسان را به برگزیدن این شیوه زندگی بر میانگیزاند.مشوق برخی، تنها برآوردن نیازهای مادی و دستیابی به رفاه هر چه بیشتر است و برخی به تكامل معنوی خویش میاندیشند و رویكردشان به اجتماع از آن رو است كه میدانند بسیاری از فضایل انسانی در اجتماع به فعلیت میرسد.از این رو است كه تعیین ارزش اخلاقی نفس زندگی اجتماعی چندان آسان نیست و باید تأثیر عوامل و انگیزههای گوناگونی در آن را بررسی نمود و در این زمینه مهمترین عامل ارزشگذاری نیت و انگیزه انسان است. حاصل آن كه نه میتوان گفت اجتماعی زیستن به هر شكل و در هر شرایطی مطلوب و دارای ارزش مثبت است، و نه میتوان گفت اعتزال و گریز از دیگران همیشه و در همه شرایط پسندیده است .هر یك از این دو در شرایط خاص خود، مرغوبیت مییابد.قرآن كریم در سه مورد كناره گیری از اجتماع را ـ به دلیل شرایط خاصی كه وجود داشته است ـ ستوده است: یكی در داستان اصحاب كهف كه گروهی از جوانان با ایمان از اجتماع فاسد زمان خود كناره گرفتند و به غاری پناه آوردند. دیگری در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام است كه از جامعه شرك آلود نمرودی گریخت و سومی در گزارش رهبانیت اصحاب حضرت عیسی.بنابراین ممكن است گوشهگیری در شرایط خاصی برای فرد یا گروهی مطلوب باشد، و همین امر نشان میدهد كه اجتماع از آن جهت كه اجتماع است، ارزش مطلق ندارد.آنچه ارزش مثبت دارد هم زیستی افراد و گروههای خاصی بر اساسی خاص و با انگیزهای خاص است.از این رو است كه قرآن كریم به همان اندازه كه به محبت كردن مردم به یكدیگر اهمیت میدهد، تبری از برخی از انسانها را نیز مهم شمرده است، و به همان اندازه كه درباره صلح و اصلاح سخن میگوید، جنگ و جهاد را نیز توصیه كرده است، آری؛ برای حفظ یك زندگی اجتماعی مطلوب باید از برخی دیگر از اجتماعها برید: «قطعا برای شما در (پیروی از) ابراهیم و كسانی كه با اویند سرمشقی نیكو است؛ آنگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه به جای خدا میپرستید بیزاریم، به شما كفر میورزیم و میان ما و شما دشمنی و كینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی كه فقط به خدا ایمان آورید».
نقش عامل عقلانی در ارزشیابی:
در ارزیابی كارها، چه فردی و چه اجتماعی، بیش از هر چه باید روی عامل عقلانی تكیه كرد. میلهای طبیعی و عواطف، هر چند در تشكیل زندگی اجتماعی دخالت دارند، ولی ارزش اخلاقی بستگی به عامل عقلانی دارد.عامل عقلانی در این جا آن است كه دستیابی انسان به مطلوبهای مادی و معنویش در گرو زندگی اجتماعی است.در زندگی فردی نه قادر به تأمین مصالح مادی انسان است و نه مصالح معنوی او. از این رو، زندگی اجتماعی به حكم عقل مطلوب است.
اصول حاكم بر ارزشهای اجتماعی: با توجه به نكته یاد شده برای ارزیابی و فعالیتهای اجتماعی، باید اصولی را در نظر بگیریم كه مبتنی بر همین بینش عقلانی و توجه به واقعیاتی است كه در زندگی اجتماعی وجود دارد؛ این اصول عبارتند از:
1.عدل و قسط : عقل، زندگی اجتماعی را فقط وسیلهای برای آن كه فرد به كمال خویش دست یابد، نمیداند، بلكه آن را مقدمهای برای تكامل همه افراد میداند.مقتضای حكم عقل آن است كه هر فردی به اندازهای كه در زندگی اجتماعی و تحصیل مصالح جامعه مؤثر است، به همان اندازه هم از نتایج كار و نتایج زندگی اجتماعی بهرهمند شود.و این همان اصل عدل است.حقیقت عدل و قسط آن است كه افراد به اندازهای كه بار دیگران را بر دوش میكشند، باری بر دوش دیگران بگذارند.
2.احسان: در جوامع به طور طبیعی افرادی وجود دارند كه دچار محرومیتهایی میشوند؛ مانند كسانی كه از بدو تولد نقص عضو دارند، یا آنانی كه بهرههوشی و یا جسمانی پایینتر از حد نصاب دارند.نیازهای چنین افرادی غالبا بیش از خدماتی است كه میتوانند داشته باشند و در این جا است كه لزوم رعایت اصل احسان در روابط اجتماعی و كافی نبودن اصل عدل روشن میشود .اصل احسان برای جبران كمبودهایی است كه در هر جامعهای پدید میآید: «قطعا خداوند به عدل و احسان فرمان میدهد».
3. تقدم مصالح معنوی بر منافع مادی: هر چند عقب ماندگی مادی ممكن است زمینه ضعف معنوی را فراهم آورد و از آن سو، رشد وتوسعه مادی بستر مناسبی را برای تكامل معنوی جامعه فراهم آورد، اما این وضعیت نیز قابل انكار نیست كه گاهی میان این دو تزاحم واقع میشود.در چنین هنگامههایی باید مصالح معنوی را بر منافع مادی مقدم داشت؛ زیرا در بینش اسلامی منافع مادی، وسیلهای برای تحقق مصالح معنوی، و دنیا مقدمهای برای آخرت است.
ماه رمضان
احکام اساسى روزه
خداوند بزرگ را سپاس گزاريم كه ما مسلمانان را در ماه مبارك رمضان مهمان خويش ساخت، دروازه هاى بهشت را باز و دروازههاى جهنم را بسته نمود، باران توفيق طاعت و عمل خير را در دلهاى روزهداران فرو ريخت، بازار تجارت اهل ايمان را رونق داد و شياطين را درمانده و شرمنده ساخت، بوى دهان روزهدار را نزد خود پاكيزهتر و گواراتر از مُشك معرفى كرد، عمل مستحبش را برابر به فرض، و فرضش را مساوى با هفتاد فرض ماههاى ديگر پذيرفت.
روزه را فرض ساخت، «نه به خاطر انتقام و سختگيرى» [بقره/185]، بلكه براى اين كه روح ما را از زنگار گناهان صيقل زند، نفس ما را پاكيزه سازد و قلب ما را با گوهر تقوا مزيّن سازد؛ تا از سلطة عادتها آزادى يابيم، بر شهوتها غالب شويم، آزاده، شجاع و سختكوش بار آئيم، صاحب اراده و عزمى قوى گرديم، درس بنده گى و رسم وفادارى آموزيم؛ و تا با گرسنهگان و محرومان ابراز همدردى كنيم، احساس مسؤوليت و انساندوستى را در خود زنده نماييم؛ و تا بر سر يتيم دست ترحمى كشيم، حاجت درمانده گان را برآورده سازيم و اخوت اسلامى را از شعار به عمل آريم؛ و تا از گرسنهگى و تشنهگى روزه، قدر نعمت ها را بشناسيم و آنها را در كام خود لذيذ يابيم و قلب را سرشار از احساس شكر و سپاسگزارى نعمتهاى بيشمار خداوند سازيم.
و اينك در اين مقال كه ويژهنامهيى است مخصوص رمضان، بر آن شديم تابخشى ازفضائل روزه رابرشمريم وپارۀازاسرار و احكام ضرورى آنرا به صورت سئوال و جواب بيان كنيم، اميد كه مفيد افتد و ما را از دعاهاى خير خود فراموش نكنيد.
فضايل رمضان:
حضرت عباده بن صامت(رض) ازپيامبر(ص) روايت مى كندكه فرمودند:
«ماه با بركت رمضان به سراغ شما آمده است، ماهى كه خداوند(ج) شما را به عنايت خويش مى پوشاند. رحمتش را برشما نازل مى كند،گناهان تان راكم، ودعاى كه شما در آن مى كنيد، قبول مى نمايد، خداوند مى بيندكه شما چگونه درين ماه(درطاعت وعبادت) بايكديگر مسابقه مى دهيد، ونزد فرشتگانش بر شما افتخار مى كند، پس شما از خود خير و خوبى براى خداوند نشان دهيد، زيرا شقى و بدبخت كسى است كه درين ماه از رحمت خداوند محروم بماند. (طبراني).
سلمان فارسى (رض) از رسول خدا صلى الله عليه وسلم روايت مى كند كه ايشان درآخرين روز شعبان(يك روزقبل از رمضان)، در بارۀ فضايل روزه و رمضان خطابة پرمحتواى به شرح زير ايراد فرمودند:
« اى مردم! بر شما ماه با عظمت و پر بركتى سايه افگنده است؛ در آن شبى است كه از هزار ماه بهتر است، خداوند روزهاش را بر شما فرض و قيام شبهايش را عبادت نفلى مقرر نموده است؛ هركه در اين ماه با عبادت نفلى به خدا تقرّب جويد، به اندازة فرض ديگر ماهها، و اگر فرضى را انجام دهد، به اندازة هفتاد فرض ديگر ماهها به او ثواب ميرسد. اين ماه، ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است؛ ماه همدردى است، ماهى كه روزى مؤمن در آن زياد مى شود؛ كسى كه در آن روزهدارى را افطارى دهد، گناهانش بخشيده شده و از جهنم آزاد ميگردد و به اندازهء ثواب آن روزهدار به او ثواب مى رسد، بدون اين كه از ثواب آن روزهدار چيزى كم شود». درين اثناگفته شدكه اى رسول خدا! هريك از ماكه توان افطارى دادن را نداريم (چگونه ازين فضيلت بزرگ بهره مندشويم؟) فرمودند: «اين ثواب به كسى كه به روزهدار كمى شير و يا فقط آب بدهد، نيز داده مى شود»
آن حضرت افزودند: «كسى كه روزهدارى را سير بخوراند، خداوند جل جلاله او را از حوض من چنان سيراب مى كند كه هرگز تشنه نشود تا آن كه به بهشت درآيد. و اين ماهى است كه قسمت اول آن رحمت و قسمت ميانى آن مغفرت و قسمت آخر آن آزادى از دوزخ است. كسى كه در اين ماه، كار را بر خادم و زيردستش آسان كند، خداوند او را بخشيده و از دوزخ نجاتش مى دهد» (حديث شريف به روايت بيهقى)
ابوهريره رضى الله عنه از رسول خدا صلى الله عليه وسلم روايت مى كند كه: «همين كه اولين شب رمضان فرا مى رسد، شياطين و جنهاى سركش از فعاليت بازداشته ميشوند و تمام دروازههاى دوزخ بسته شده و هيچ دروازهيى از آن باز نميماند، و تمام دروازههاى بهشت بازگرديده و هيچ دروازهيى ازآن بسته نميماند و منادى خداوندجل جلاله ندا مى كند: اى جويندة خير و نيكى! بشتاب و اى طالب شر و بدى! دست نگهدار. و خداوند آزادهگانى از دوزخ دارد و اين برنامه در هر شب رمضان جارى است». (سنن ترمذى).
آنحضرت درجايى ديگرفرمودند: «اگربنده گان بدانندكه درماه رمضان چقدرخيرو فضيلت وجود دارد، حتماً آرزو مى كردندكه اى كاش تمام سال ماه رمضان مى بود» (صحيح ابن خزيمه).
پس مسلمان واقعى با دانستن اين مژدهها، با اشك شوق غبار غلفت و تنبلى را از دل مى شويد و آستين همت و تلاش را بالا مى زند و مردانه وارد ميدان عمل مى شود.
سئوال: فرايض روزه چيست؟
جواب: پرهيز از خوردن، نوشيدن وعمل جنسى (چه مقاربت باهمسر باشد يا خارج شدن آب منى به وسيله دست يا از اثر بوسه ، مساس و…)
از صبح صادق تا غروب آفتاب به نيت عبادت. البته دراحتلام شدن روزه نمى شكند.
سئوال: روزه بر چه كسى فرض است؟
جواب: بر هرمسلمان عاقل و بالغ فرض است؛ البته زن در ايام حيض و نفاس روزه گرفته نميتواند، بلكه بعداً آن را قضا مى آورد.برزن حامله ويا شيرده اگرداكترصادق و امينى روزه گرفتن را به ضرر خود و يا فرزندش ميدانست، خوردن روزه روا است، امابعدآً قضايش حتمى است. و نيز مريضى كه روزه سبب ازدياد بيمارى و يا طولانى شدنش مى شد، و نيزكهنسالى كه روزه او را به مشقت شديد مينداخت، روزه را افطاركرده مى توانند، اگردرآينده انتظار مى رفت كه توانا شوند،آنرابه تأخير ميندازند، ورنه ازعوض هر روز كفاره مى دهند. بر مسافر نيز افطاركردن روا است.
سئوال: سنن و مستحبات روزه را بيان كنيد؟
جواب: بعضى ا ز آنها به قرار زير است:
1ـ سحرى داشتن و آن را در آخر شب خوردن. 2ـ با مطمئنشدن از غروب آفتاب، بدون درنگ افطاركردن. 3 ـ با خرما و با اين دعا افطار نمودن: «اللهم لَك صُمنا وَعَلى رِزقِك اَفطَرنا فَتَقَبَّل مِنَّاانك انت السميع العليم ـ خدايا براى تو روزه گرفتيم و با روزى تو افطار نموديم، پس از ما بپذير! بى شك كه توشنواودانائي»
سئوال: درجات روزه را بيان كنيد؟
جواب: روزه سه درجه دارد: 1ـ روزة عموم كه ترك خوردن، نوشيدن و عمل جنسى است. 2ـ روزة خصوص كه محافظت چشم، گوش و ديگر اعضاى بدن از گناه است. 3ـ روزة خصوصالخصوص كه نگهداشتن انديشه و دل از تمايلات نامشروع دنيوي، و به طور كلى بازداشتن آنها از هر چيزى غير از ياد خدا و آخرت.
سئوال: مفسدات روزه را بيان كنيد؟
جواب: مفسدات روزه، عبارت است از خوردن، نوشيدن و جماع كردن و هر يك شان اگر به صورت عمدى و رضايت باشد، هم قضا دارد و هم كفاره.
كفاره: دو ماه پى در پى روزهگرفتن و اگر از آن عاجز بود، شصت مسكين را طعامدادن.
آنچه روزه را ميشكند و آنچه نميشكند:
1ـ زن اگر بر جماع اجبار شود، فقط بروى قضا لازم است.
2ـ هريك ازشكننده هاى روزه اگر به خطا و يا اجبار باشد، تنها قضاء لازم مى شود.
3- واگربه فراموشى باشد، روزه نمى شكند و چيزى هم لازم نمى شود،
پيامبر(ص)درباره كسى كه به فراموشى خورده و نوشيده بود، فرمودند:«خداوند او را آب ونان خورانيد».
4ـ احتلامشدن (خوابديدن …) روزه را نميشكند.
5 ـ خروج منى اگر از اثر بوسه و لمس و جلق باشد، روزه را ميشكند و فقط قضا لازم مى شود و اگر در خواب و يا از اثر وسوسه هاى شيطانى در بيدارى باشد، نمى شكند.
6 ـ قى كردن اگر عمدى و به قدر پُرى دهان باشد، ميشكند و تنها قضا دارد و اگر خود آمد، اگر چه به پُرى دهان باشد و يا عمدى باشد، اما كمتر از پُرى دهان، نمى شكند.
7ـ اگر ترشحات بينى و يا بلغم جداشده از سينه را در گلو فرو برد- هر چندكارخوبى نيست- اما نمى شكند، و اگر خون بيرههاى دندان با لعاب دهن فرو برده شد، نميشكند، مگر اين كه بيشتر از آب دهان باشد و يا مزة آن را حس، كه دران صورت مى شكند و تنها قضا دارد.
8 ـ اگر به فراموشى چيزى خورد و يا احتلام شد و يا قَى نمود، و بعد از انجام هريك ازين ها گمان كرد كه روزهاش شكسته است و بعداً چيزى خورد، تنها قضا لازم است.
9ـ با سرمه به چشم كشيدن، خود را چربكردن و خوشبويى استعمال نمودن، نميشكند؛ هر چند اگر به قصد زينت باشد ترك آن بهتر است.
10ـ مسواك در روز و شب رمضان سنت است، اگر چه طعم آن حس شود.
11ـ اما از مسواكزدن خميرة دندان، در روز اجتناب شود.
12ـ اگر روزه را از ياد برده بود و از اثر غرغرۀ آب، مقدارى از آن به حلقش فرو رفت، نمى شكند و اگر روزه را به ياد داشت، مى شكند.
13ـ با فرو بردن غذاى داخل دندان، نميشكند؛ مگر اين كه به اندازة نخود برسد، كه تنها قضا لازم ميگردد.
14ـ با فرو رفتن غبار و دود در حلق، نمى شكند مگراينكه عمدى باشد- مانند سيگار و چلم كشيدن و…كه مى شكند.
15ـ وارد شدن آب در بدن از بيخ موها و در گوش، در هنگام غسل، نمى شكند؛ اما با چكاندن دوا در گوش و يا بينى ميشكند.
چ 16ـ همسر را بوسه زدن و لمسكردن، اگر مبالغه نشود و بر خود اطمينان داشته باشد، اشكالى ندارد؛ ورنه مكروه است.
17ـ چشيدن غذا و يا جويدن آن براى طفل و نيز آب در دهانگرفتن اگر ضرورتى نباشد، مكروه است.
نكته ها:
1ـ استفاده از داروهايى كه مانع حيض در رمضان ميشود، اگر دكتور معالج آن را مضر نمى دانست، اشكالى ندارد.
2ـ غسل جنابت اگر تا صبح به تأخير افتد، هر چند كار خوبى نيست، اما جايز است.
3ـ روزه دار عاقـــل، از زياد خوابيدن و پُرخورى كه بيمارى و كسالت به بار مى آورد و بر خلاف مقصد روزه است، پرهيز مى كند و از روزه درس تلاش، تحمل و استقامت مى آموزد.
4ـ غيبت، دروغ، فحش، خيانت و هر گناهى ديگر، در حين روزه بدتر از ديگر وقت است و باعث نقصان آن ميگردد.
5ـ چه نيكوست اگر لحظات مبارك روزه به آموزش احكام اسلامى، تلاوت قرآن كريم، ذكر، نصيحت و ديگر كارهاى مفيد سپرى شود.
6ـ بيهوده و به گناه وقت را گذراندن، در شأن روزهدار نيست.
7ـ پسنديده است تا در رمضان به خرج فاميل توجه بيشتر شود و فقرا و مستحقين نيز فراموش نشوند.
سئوال: زنى كـه قبل از قـضا آوردن روزههـاى فرضى سال پـيش، بروي رمضـان جـديد ميآيد، روزههـاى قـرضش چـه ميشود؟
جواب: هر چند به تأخيرانداختن روزههاى قضائى تا رمضـان جـديد، كار مناسبى نيست، چون ممكن است ناتوان شود و يا زنده نماند و… و اين دَين مهم الهى بر گردن او باقى بماند؛ با آن هم، با آمدن رمضان جديد، روزةآنرا بگيرد و بعد از آن اقـدام به روزههاى قرضى سال گذشته اش نمايد، و اگر طورى از اداى روزه نـاتوان بود كه اميد توانا شدنش به روزهگرفتن در آينده نميرفت، در آن صورت عوض هر روز، دو كيلو گندم و يا چهار كيلو خرما يا كشمش يا جو و يا قيمت آن را به فقرا بدهد؛ البته روزههاى قضائى اگر چه از پنجاه سال قبل باشد، هرگز سـاقـط نـشده و تا اداء و يـا پـرداخت كفاره، همچنان بر ذمة او باقـى است.
سئوال: در جريان روزه، اگر زنى حيض يا نفاس شود، آيا ميتواند بخورد و بياشامد؟
جواب: بلى، مثل كسى كه در جريان نماز يكى از باطلكنندههاى نماز را انجام دهد، ديگر نماز او باطل شده و آن را ادامه داده نميتواند، زنى هم كه در جريان روزه، حيض و يا نفاس ميشود، اگر چه تا غروب آفتاب چيزى نخورد، يا اندكى قبل از غروب آفتاب باشد، روزهاش باطل شده و قضاى آن بر وى لازم مى شود و چون ديگر روزه ندارد، پس ميتواند بخورد و بنوشد. بعضى از زن ها كه در روز حيض ميشوند و تا غروب آفتاب خوردن را ناروا مى دانند، سخت در اشتباهاند؛ البته اگر زن حايض در جريان روزه پاك مى شود، بايد بقية روز را روزه بگيرد، هر چند قضاآوردن آن روز، چون روزة كاملى نشده است، از وى ساقط نميشود.
سئوال: صدقه فطرچيست و برچه كسي لازم است؟
جواب: صدقة فطر عبارت است از مقداري خوراكى است(از گندم 2 كيلو و از كشمش، خرما و يا جو 4 كيلو و يا قيمت آن). كه بر هر مرد و زنى كه از نيازمنديهاى اصلى خود به ارزش يك نصاب شرعى (140 مثقال نقره) جنس و يا نقد اضافى داشته باشند، واجب است تا از خود و طفل خوردسالش براى كسى كه مستحق زكات است، بپردازد. رسول خدا صلى الله عليه وسلم در بارة اهميت صدقة فطر فرمودند: «روزة روزهدار تا پرداخت صدقة فطر همچنان معلق است».
« و من الله توفيق»
فضایل نماز تهجد
فضایل نماز تهجد
🏻نماز تهجد از همه نماز های نفلی نزدیک ترین نماز به الله پاک میباشد، که نبی کریم صلی الله علیه وسلم همیشه به ان پایداری مینمودو خودش نیز این نماز را گاهی چهار، گاهی شش، گاهی هشت و گاهی هم ده رکعات مینمود، نماز تهجد دودو رکعات و یا چهارچهار رکعات میشود، اگر نماز وتر با نماز تهجد شود سنت است، نماز تهجد نماز نفل است وبرایش کدام سوره یا آیاه مخصوص نیست و اگر بعد از نصف شب شود ثواب آن زیاد میباشد زیرا خداوند پاک درینوقت تجلی خاصی را به زمین نازل میکندو الله تعالی برای مغفرت بندگان خود اعلان عمومی رامی کند
خداوند بلند مرتبه ، مقام کسانی را که نماز تهجد ادا میکنند، خیلی سریع بلند میسازد .
🏻خداوند مهربان، کسانی را که در نیمه شب برای عبادت از خواب بر میخزند، بیشتر دوست میدارد، زیرا این عمل نهایت اخلاص در بندگیست.
رسول الله صلی الله و علیه وسلم حتی در هنگام بیماری نیز نماز تهجد را ترک نفرمود.
🏻نماز تهجد سبب به دست آوردن حوران بهشتی درقیامت می شود.
🏻خداوند بوسیله بنده ای که نماز تهجد را می خواند بر فرشتگانش مباهات می کند.
🏻ثواب عظیمی را که خداوند برای اهل نماز تهجد در نظر گرفته است از مقیاس فرشتگان بالاست.
رسول الله صلی الله و علیه و سلم ازواجش را برای نماز شب فرامی خواند.
🏻شرف حقیقی مومن در نماز شب است.
🏻نماز شب سبب استجابت سریع دعا در درگاه خداوند بزرگ می شود.
🏻مداومت یعنی ادامه دادن نماز شب سبب ترک گناهان می شود.
🏻نماز تهجد سبب روشنایی قبر است
🏻نماز شب سبب شادابی و درخشانی چهره می شود.
🏻ادای نماز شب با عث کم کردن آرزوها و زیاد کردن یاد مرگ میگردد
نماز شب صاحبش را در روز قیامت شفاعت می کند.
🏻نماز تهجد سبب از بین رفتن امراض بدن می شود.
🏻نماز شب سبب توفیق و گشایش در فکر می شود.☆
ای آنکه به لطف خویش پاینده تویی
در دامن شب صبح نماینده تویی
کار منِ بیچاره قوی بسته شده
بگشای خدایا که گشاینده تویی
یا رب مکن از لطف پریشان ما را
هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی و ما همه محتاجیم
محتاج به غیر خود مگردان ما را
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم
محتاج به بیگانه و خویشان نشوم
بی منت خلقِ خود مرا روزی ده
تا از درِ تو بر در ایشان نشوم
نومیدم و از کوی تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم نروم
از درگه همچون تو کریمی هرگز
نومید کسی نرفت و من هم نروم
چون عود نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید آوردم
خود فرمودی که ناامیدی کفر است
فرمان تو بردم و امید آوردم
هفت نفری که زیر عرش رحمان قرار دارند در روز قیامت
هفت نفری که زیر عرش رحمان قرار دارند
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ - رضي الله عنه - ، عَنِ النَّبِيِّ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ: «سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلا ظِلُّهُ: الإِمَامُ الْعَادِلُ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ رَبِّهِ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِي الْمَسَاجِدِ، وَرَجُلانِ تَحَابَّا فِي اللَّهِ اجْتَمَعَا عَلَيْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَيْهِ، وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ، أَخْفَى حَتَّى لا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ يَمِينُهُ، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِيًا، فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ» (بخارى:660)
رسول الله (صلي الله عليه وسلم) فرمودند: هفت گروه هستند که در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرند و از گرمای طاقت فرسای آن روز در امان می مانند.
اول: حاکم و پیشوای عادل.
دوم: جوانی که جوانی خود را در عبادت خدا سپری کرده باشد
. سوم: مردی که قلبش وابسته به مسجد است وقتی که از مسجد خارج می شود، انتظار می کشد که وقت نماز فرا برسد و به مسجد برگردد (المومن فی المسجد کالسمک فی الماء و المنافق فی المسجد کالطیر فی القفس) مومن در مسجد مانند ماهی در آب باید احساس آرامش کند. اما انسان منافق در مسجد مانند پرنده ای است که در قفس است سعی می کند از قفس آزاد شود. یعنی آرامش ندارد. پس مومن در مسجد آرامش پیدا می کند و دوست دارد که در مسجد باشد و منافق اگر هم به مقتضای زمان به مسجد می آید هر چه زودتر می خواهد از مسجد خارج شود و مسجد برای او مانند زندان است.
چهارم: دو نفری که به خاطر خدا با هم دوست شدند، و به خاطر آن نیز از هم جدا شدند.
پنجم: فرمودند پنجمین نفری که در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد و از گرمای طاقت فرسای آن روز در امان می ماند جوانی است که یک زن زیبا و صاحب منصبی او را به فحشا دعوت کند و او در جوابش می گوید من از خدا می ترسم و مرتکب چنین عمل زشتی نمی شود.
ششم: فردی که وقتی که خیرات و صدقه می دهد می خواهد که کسی نفهمد، پیامبر فرمودند: وقتی که با دست راستش می دهد دست چپش متوجه نمی شود. یعنی نهایت اخلاص دارد آنچنان اخلاص دارد نمی خواهد بفهمند و از او تعریف کنند که این شخص انفاق می کند.
هفتم: شخصی که ذکر و یاد خدا را می کند در خلوت و اشکها از چشمانش سرازیر می شود.
اینها هفت نفری هستند که درروز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرند. این امتیاز که به این هفت گروه داده شده به این خاطر است که روز قیامت روز معمولی نیست، روزی است که خورشید در چند کیلومتری زمین قرار می گیرد. الان خورشید میلیاردها سال نوری از ما فاصله دارد اما در آن روز در نزدیک زمین قرار می گیرد. شما تصور کنید که گرمای خورشید در آن روز چقدر خواهد بود. (و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری و لکن عذاب الله شدید) روزی که انسانها را همه می بینید مست هستند، اما آنها مست نیستند! چیزی نخوردند که مست شوند، این حالت که به آنها دست می دهد به خاطر شدت عذاب الهی و هول و ترس و وحشتی که در میدان محشر وجود دارد به آنها دست می دهد. (واتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعة و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون) بترسید از آن روزی که هیچ انسانی نمی تواند برای شخص دیگری کاری انجام دهد روزی که از هیچ انسانی عوضی گرفته نمی شود که در عذاب او تخفیفی پیدا شود، روزی که شفاعت هیچ انسانی بدون اذن الهی پذیرفته نمی شود. (یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم) روزی که دو چیز که در دنیا برای شما انسانها سودمند است در آن دنیا سودی ندارد؛ یکی مال و ثروت که خیلی از مشکلات را انسان می تواند در دنیا حل کند و دیگری فرزندان انسان که بسیاری از مشکلات را آنها می توانند حل کنند اما خدا می فرماید: این دو چیزی که در دنیا برای شما انسانها سودمند بوده اند در آن روز هیچ سودی برای شما نخواهند داشت. تنها کسانی نجات پیدا می کنند که با قلبی پاک از شرک و نفاق و کینه ریا و همه صفات رذیله حاضر بشوند. (یوم تسهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون) (یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امرء منهم یومئذ شان یغنیه) آن روز قیامت روزی است که دستها برعلیه انسان شهادت می دهند، پاها بر علیه انسان شهادت می دهند، زبان شهادت می دهد. روزی که برادر از برادر فرار می کند پدر و مادر از فرزندان فرار می کنند و زن و مرد از یکدیگر فرار می کنند، فرزندان از پدر و مادر فرار می کنند. چون در آن روز هیچ کس به فکر دیگری نیست، پدر می ترسد فرزند اگر از او چیزی بخواهد او نمی تواند کمک کند. وقتی یکدیگر را می بینند فرار می کنند، چون همه مشغول خودشان هستند، همه برای نجات خودشان تلاش می کنند و آن روزی است که هیچ چیزی به درد انسان نمی خورد فقط اعمال انسان (و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری) (فمن مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره) هر عملی که انسان انجام داده است آن روز می بیند. عمل نیکی هم باشد آن را حاضر و آماده می بیند و اگر عمل بدی هم انجام داده باشد می بیند هر ذره ای که کار نیک انجام داده است آن روز می بیند و ذره ای کار زشت انجام داده است می بیند حتی آن روز انسان اعتراض می کند این نامه اعمال من چه نامه اعمالی است که هیچ عملی فراموش نشده است (یومتجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء) هر عملی که انجام داده ام و هر سخنی که گفته ام نوشته شده است. تعجب می کند تمام کارهایش ثبت شده است. در آن روز وقتی که تابش گرمای خورشید چندین برابر دنیا می شود قابل مقایسه نیست هر انسانی به اندازه گناهی که در دنیا کرده است زیر عرقش می جوشد. بعضی ها که گناهانشان کمتر است تا شتالنگ و بعضی ها تا زانو و بعضی ها تا کمر و گردن و بعضی ها از گردن به بالا می جوشند. در آن روز خداوند متعال این هفت نفر را در زیر سایه عرش خودش قرار می دهد و از آن گرمای طاقت فرسای آن روز نجات می دهد. اول حاکم یا فرمانده و پادشاه عادل در رابطه با عدل آیات زیادی در قرآن آمده است (ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی ) اقسطوا ان الله یحب المقسطین) خدا به عدالت امر می کند به احسان و ببخش به خویشاوندان امر می کند عدالت کنید خدا انسانهای عادل را دوست دارد (و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل) وقتی که می خواهید در بین مردم حکم کنید به عدالت حکم کنید اما عدالت جنبه های مختلفی دارد در رابطه با انسانهای عادل فضایل بسیاری امده است خصوصا حاکم عادل چون معمولا پست ها و مال و ثروت انسان را مغرور می کند اگر انسان بتواند عدالت داشته باشد و عدالت را اجرا کند این بسیار فضیلت و ارزش دارد به همین خاطر پیامبر می فرمایند (اهل الجنة ثلاثة عادل رجل رحیم القلب بکل ذ قربی و مسلم و رجل غنی عفیف متصدق) سه گروه یقینا اهل بهشت هستند سلطان مقسط یکی حاکم و پادشاه عادل در بین رعیتش عدالت را برقرار می کند و هیچ گونه تبعیضی در بین ملتش قائل نیست انسان مهربانی که با همه انسانها مهربان است و رحم و شفقت دارد نسبت به خویشاوندانش و نسبت به هر مسلمانی رحم و شفقت دارد سومین فردی که یقینا اهل بهشت است مرد ثروتمندی که عفیف باشد چرا چون بسیاری از ثروتمندان قرآن هم می فرماید انسان وقتی که به مال و ثروتی می رسد مستغنی می شود طغیان می کند یا ظلم می کند هزاران کار خلاف انجام می دهد به خاطر ثروتش اما پیامبر فرمودند اگر انسان ثروتمندی عفیف باشد و از مال و ثروتش در راه خدا استفاده کند و پاکدامن بماند و مال و ثروتش او را به فساد نکشاند و دوم بخیل نباشد و از آن مال و ثروتش انفاق کند این هم اهل بهشت است اما عدالت جنبه های مختلفی دارد یک نوع عدالت این است که انسان نسبت به خدا داشته باشد یعنی پیروی کردن از دستورات خدا و اجتناب از حرام ها و گناهان و معاصی و شرک نکردن به خدا اخلاص در عبادت شکر در برابر نعمتهای الهی اینها عدالت نسبت به خدا است عدالت نسبت به نفس خود انسان که انسان نفسش را به آن چه که صلاح دین و دنیا و آخرتش است راهنمایی کند نفسش را به عبادت وادار کند نفسش را از رذایل اخلاقی پاک سازد این عدالت نسبت به نفس است و عدالت نسبت به دیگران جنبه های مختلفی دارد عدالت در گفتار است (و اذا قلتم فاعدلوا) وقتی شما با دیگران صحبت می کنید عدالت را رعایت کنید از دروغ و حرفهای بی هوده بپرهیزید و در رفتار وکردار عدالت را رعایت کنید پیامبر خدا می فرمایند (اذا ضیعت الامانة فانتظر الساعة قیل یا رسول الله و ما اضاعتها اذا و سد الامر الی غیر اهلها) زمانی که مسئولیتها و پست های کلیدی مملکت به انسانهای غیر متخصص سپرده می شود به انسانهای نالایق و ناشایسته ای سپرده می شود منظر قیامت باشید بعد سوال شد یا رسول الله این کسی که پست حساسی را به شخص غیر لایقی می سپارد این چه عملی را انجام داده است فرمودند این خیانت در امانت است یعنی پست ها هم امانت هستند اگر انسان مقام و پست به شخصی که صلاحیت ندارد این شخص در امانت الهی خیانت کرده است عدالت را رعایت کرده است پیامبر می فرمایند (من ولی من امر المسلمین شیئا فولی رجلا و هو یجد من هو اصلح للمسلمین منه فقد خان الله و رسوله) اگر یک انسانی زمام امور مسلمانان را بر عهده می گیرد یا پست و مقامی دارد که می تواند افرادی را به پست های دیگر بگمارد و آنها رااستخدام کند در این صورت این شخص فردی را به پستی می گمارد که از این شخص فردی بهتری وجود دارد اگر یک حاکم یک زمام دارد استاندار فرقی نمی کند فردی را به پستی می گمارد و پستی به او می سپارد که صلاحیت و تخصص ندارد فرمودند این شخص به خدا و پیامبر خیانت کرده است پس در حقیقت یکی از راههای عدالت حاکم عادلی که در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد در تقسیم و توزیع پست های کلیدی عدالت را رعایت کند هر پستی را به کسی که صلاحیت و شایستگی دارد بدهد .
حضرت عمر می فرمایند (من ولی من امر المسلمین شیئا فولی رجلا لمودة او لقرابظ بینهما فقد خان الله رسوله و المسلمین) اگر شخصی در راس امور قرار دارد و پست های کلیدی را به افرادی می دهد که دوستانش هستند یا پست های کلیدی و حساس مملکت را به افرادی می دهد که خویشاوندانش هستند بعد فرمودند این شخص هم به خدا خیانت کرده است و هم به پیغمبر و هم به مسلمانان خیانت کرده است و حتی یکی از نشانه های سه گانه منافق هم همین هست (آیة المنافق ثلاثة اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان) منافق سه تا نشانه دارد دروغ می گوید امانتی که به او سپرده می شود خیانت می کند و وعده ای که می دهد عمل نمی کند یکی از نشانه های انسان منافق این است که به امانت خیانت می کند خدا در قرآن به صراحت می فرماید (یا ایها الذین آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتکم و انتم تعملون) به خدا و پیامبر خیانت نکنید به اماناتی که به شما داده می شود خیانت نکنید در حالی که شما از عواقب آن خبر دارید اما خیانت می کنید به هر حال یکی از هفت نفری که در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد پادشاه عادل است من به چند نفر از پاداشاهان عادل زمان پیامبر اشاره می کنم عمر بن عبدالعزیز که همه شما اطلاعاتی در مورد ایشان دارید فردی که آنچنان عدالت را اجرا کرده بود مثال می زنند گرگ و میش از یک جا آب می خورند این در حالت مرگ هست در بستر بیماری افتاده است فردی از خویشاوندانش نزد ایشان می آید و می گوید ای امیر المومنین شما از دنیا می روید در حالی که فرزندانتان را فقیر گذاشتید مال و ثروتی برای انها نگذاشتید که بعد از شما بتوانند امرار معاش بکنند ایشان فرزندان را صدا زدند حدود 17 تا 19 نفر بعضی از روایات هست که پسر بودند جمع شدند وقتی چشم عمر بن عبدالعزیر به فرزندانشان افتاد اشک از چشمانش جاری شد و گفت ای فرزندان من شما دو حالت دارید یا انسانهای صالح و شایسته ای خواهید بود من به شما قول می دهم که خداوند متعال روزی انسانهای صالح و شایسته را ضمانت کرده است (و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب) کسی که تقوا دارد و دیندار است خدا آنچنان او را روزی می دهد که حتی خودش تصور نمی کند که روزی اش از کجا می رسد و این رابدانید که من در این مدت هیچ حقی را از شما به کسی نداده ام و هیچ گاه از اموال مردم و بیت المال چیزی را برای شما برنداشتم اگر شما انسانهای صالح و شایسته ای نبودید هیچ گاه من حاضر نیستم که مالی را ترک کنم و بگذارم که بعد از من در گناه و معصیت استفاده شود این یک نمونه وقتی که می میرند به هر فرزندی 20 درهم می رسد که خرج ده روز است حاکم یک مملکت دو سال و اندی حکومت می کند اما سرمایه ای که برای فرزندانش می گذارد بیست درهم است حضرت عمر (رض) در مدینه منوره تشریف دارند اما می فرمایند اگر گوسفندی یا اسبی در سرزمین عراق گم بشود من عمر در مدینه منوره خودم را مسئول می دانم و باید پاسخ گو باشم در مقابل حیوانی که گم می شود خلیفه وقت خودش را نزد خدا مسئول می داند اما امروز چقدر از انسانهایی که از گرسنگی می میرند چقدر از انسنهایی که به خاطر وضعیت مالی خوبی که ندارند در بیمارستانها می میرند و کسی رسیدگی نمی کند آیا چه کسی خودش را ر این جا مسئول می داند عدالت ایشان را ببینید کسی که بعضی وقتها مورد انتقاد افراد ناآگاه قرار می گیرد عمرو بن عاص استاندار در مصر هست پسر استاندار در مسابقه اسب دوانی شرکت می کند یکی از افرادی که در این مسابقه شرکت دارد از اسب پسر استاندار جلو می زند پسر استاندار یک سیلی می زند که تو چرا این کار را کردی به من بی احترامی کردی می گوید من پسر استاندار بودم خبر به مدینه منوره به حضرت عمر می رسد که فرزند استاندار شما در مصر چنین کاری کرده است نامه ای می نویسند به عمرو بن عاص که تو و فرزندت و این فرد شاکی در موسم حج حاضر شوید وقتی که در مراسم حج حاضر می شوند در حضور همه حجاجی که آنجا هستند به این شخص سیلی خورده می گویند حالا از این فرزند استانداری که خودش را از شما بهتر می داند انتقام بگیر وقتی که انتقامش را می گیرد حضرت عمر به طرف عمرو بن عاص آمدند و فرمودند ای عمرو از کی تو خودت را از مردم بهتر می دانی و آنها را برده خود قرار داده ای در حالی که مادران آنها را آزاد به دنیا آورده اند حضرت علی را ببینید اینها نمونه هایی از حاکم عادل هستند ضرح حضرت علی را یک مسیحی می دزد حضرت علی به قاضی شریح شکایت می کند قاضی آنها را احضار می کند و می پرسد که آیا شما شاهدی دارید که این ضرح مال شما است حضرت علی می فرمایند پسرم شاهد هست اما قاضی می گوید در شریعت مقدس اسلام شهادت فرزند برای پدر قابل قبول نیست اگر شما شاهد دیگری دارید بیاورید اما من نمی توانم با شهادت فرزندتان قضاوت کنم ایشان فرمودند من شاهد دیگری ندارم در حق مسیحی قضاوت می کند وقتی که مسیحی می بیند قاضی در حق او قضاوت می کند در حالی که می داند ضرح مال حضرت علی است در همان جا مسلمان می شود یا وقتی که حضرت عمر در سفری به شام می روند یک شتری دارند که به نوبت در یک مسیر خودشان سوار می شوند و غلامشان پیاده است و در یک مسیر برعکس وقتی که در نزدیک شام می رسند در حالی همه به استقبال ایشان آمده اند عبیدة بن جراح فرمانده لشکر مسلمانان به استقبال حضرت عمر می آید می بیند که حضرت عمر پیاده هستند و غلام سوار هست می گوید یا امیر المونین مردم به استقبال شما آمده اند شایسته است که شما سوار بشوید و غلام پیاده شود حضرت عمر ناراحت می شوند و می فرمایند (اذا کنا اذل قوم فاعزنا الله بالاسلام فمهما نطلب العزة بفرما اعزنا الله اذ لنا الله) ما قبل از اسلام انسانهای ضعیفی بودیم خدا ما را با اسلام عزت داده است اگر ما خواسته باشیم عزت را در غیر اسلام جستجو کنیم خدا ما را ذلیل می کند این چه حرفی است که من نوبت غلام را بگیرم سوار بشوم که مردم از من استقبال بکنند اینها نمونه های بارزی است از حاکم عادل است پیامبر فرمودند جوانی که در عبادت خدا زندگیش را سپری کرده است در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد جوان ها در حقیقت سرمایه یک جامعه هستند اگر جوانان یک جامعه اصلاح بشوند تمام آن جامعه اصلاح می شوند و امنیت و آرامش در آن جامعه استقرار پیدا می کند جوانان یک جامعه پدر و مادران و فرماندهان و حکام آینده یک جامعه هستند لذا اسلام نسبت به جوانان ارزش قائل شده است.
مناجات زیبا
ای همه هستی زتو پیدا شده
خاک ضعیف از تو توانا شده
آنچه تغیر نپذیرد توئی
وانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست
هر که نه گویای تو خاموش به
هر چه نه یاد تو فراموش به
ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد زنده و فرسوده ما
پیش تو گر بی سر و پای آمدیم
هم به امید تو خدای آمدیم
یارشو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچارهگان
قافله شد واپسی ما ببین
ای کس ما بیکسی ما ببین
بر که پناهیم توئی بینظیر
در که گریزیم توئی دستگیر
جز در تو قبله نخواهیم ساخت
گر ننوازی تو که خواهد نواخت
درگذر از جرم که خوانندهایم
چاره ما کن که پناهندهایم
ازدواج
صفجه گوگل مان دیدن کنید
معلومات در باره قرآن شریف
نقش قران چونکه در عالم نشست
نقشهای باب کاهن راشکست
قرآن: از قراءَ گرفته شده بمعنی خواندن است ودراصطلاح عبارت از کتاب است که در ازل از جانب الله (ج) به لوح محفوظ وجود داشت بعد به آسمان دنیا نازل شد وبعداً طبق ضرورت از آسمان دنیا به حضرت محمد(ص) در ظرف بیست سه سال نازل شده است که در سینه ها حفظ ودر کتاب ها نوشته شده است .
سوره در لغت رفعت ومنزلت است ودر اصطلاح عبارت از قسمتی از قرآن که دارای آغاز وانجام معین میباشد بزرکترین سوره قرنکریم سوره بقره که دارای (286)ایة وکوچکترین سوره کوثر که دارای (3) آیة میباشد .
سوره های قرانکریم 114 سوره میباشد وبه دوقسم تقسیم شده است که (20)سوره مدنی و(12)سوره مکی ومدنی ومتباقی (82)سوره دیگر مکی میباشد
1- مکی : عبارت از ان سوره های است خصوصیات ذیل را دارا میباشد.
· در مکه وقبل از هجرت نازل شده است.
· از امتهای گذشته وقصص پیامبران ودعوت مردم در عبرت از این داستانها صحبت به میان آمده.
· ارائیه دلایل که بروجود خداوند(ج) ووحدانیت آن ذات ومناقشه های که دراین باره ودر باره بعثت پس از مرگ جهت حساب وکتاب بحث نموده است.
· برای تثبیت قلب وخاطر پیامبر وصبر براذیت که از سوی دشمنان به آن حضرت می رسید بناءً به حکایت های پیامبران قبلی که درراه دعوت مردم دیده اند پرداخته شده است .
· آیات مکی غالباً کوتاه وحایز تاثیرات مشخص بر گوش ها ونفس های باشد چنانچه با شنیدن آن انسان رابر می انگیزد وبه مفهوم جلال وجبروت الهی انسان راآگاه می سازد.
2- مدنی : عبارت از ان سوره های است خصوصیات ذیل را دارا میباشد.
· در مد ینه وبعد از هجرت نازل شده باشد.
· بحث در احکام قوانین به عبادت ومعاملات حدود وغیره.
· امر به جهاد وقتال ویاد آوری از غزوات وغنایم اسیران ومنافقین.
· بحث در شئون حکومت شورا وضرورت رجوع در هر دو به کتاب خدا وسنت.
· غالباآیات مدنی طولانی بوده که با تلاوت آن انسان احساس آرامش می نماید به گونه ای که مسلمانان را به پیروزی ورستگاری وعده میدهد.
آیة در لغت بمعنی نشانه وعلامت واضح است واین لفظ بر معجزه هم اطلاق میشود .
وایة به نزد اهل کوفه به روایت حضرت علی ابن ابی طالب 6236 میباشد وبر نزد بعضی دیگر 6666 میباشد.
رمز قرانکریم:در هر حرفی بدایتی وارادتی در هر کلمتی هدایتی واشارتی در هرآیة رعا یتی وزیادتی ودر هر سورتی سرایتی وسعادتی است
قرآن اصل ایمان است واساس معرفت
قرآن برهان نبوت است ومعنی رسالت
قرآن منشور هدایت است وقانون حکمت
قرآن نامه تزکرت است وصحیفه رحمت
قرآن شاهد حق است ومایه حقیقت
قرآن بیان جلال الوهیت است ونشان جمال ربوبیت
هرکرا قرآن انیس است خداوند(ج) اورا جلیس است
هرکرا قرآن رفیق است نصیبش توفیق است
هرکس را قرآن امام است مقرش دارالسلام است.
جمع آوری قرآنکریم در سه مرحله بوده است
مرحله اول:عصر پیامبر قرانکریم محفوظ بود در سینه ها ومکتوب بود در مصاحف آن وقت جماعت زیادی از صحابه پیامبر(ص) مامور کتابت وحی بودند از جمله خلفای راشیدین لا کن سوره ها از هم جدا بودند که در یک مصحف جمع نبودند بخاطر اینک مفضی نشودبه تغیر تا اکمال نزول قرانکریم از همین جهت جمع آوری آن در یک مصحف به تاخیر انداخت شد بود.
مرحله دوم:عصر صحابه در زمان ابوبکر صدیق(رض) به تاریخ دوازدهم هجری بعد از غزوه اهل یمامه که تعداد هفتاد تن قاریان شهید شدن بناء با نظر ومشوره حضرت عمر حضرت ابوبکر(رض) زید بن ثابت امرنمودن تا قرانکریم را جمع آوری نمایند تا اینک جمع آوری نمودن وآن را در نزد ابوبکر(رض) سپردن بعداً در خلافت عمر(رض) به دست رس عمر(رض) قرار گرفت وبعد امان جلد قرانکریم به حفصه انتقال یافت.
مرحله سوم:عصر عثمان بن عفان در زمان عثمان (رض) اختلاف قرائت زیاد شده بود بناءً حضرت عثمان(رض) به کاتبان قرآنکریم که زید بن ثابت،عبدالله بن زبیر،سعیدبن عاص وعبدالرحمن بن حارث بود دستور دادند که قرانکریم که در نزد حفصه میباشد آن را گرفته وآن را در چند جلد به زبان قریشی که نازل شده بنویسند وبه چند شهرکه عبارت از(عراق،شام،مصر،مدینه،بصره، کوفه،مکه) روان کنند که امین طور شد ودر زمان حجاج بن یوسف که حاکم عراق بود درنقطه گزاری حروف قرانکریم فتحه ،ضمه،کسره، تشدید،شکلها، ترتیب شدوبعدا اجزاء،ربعها، سجدها در مصحف مشخص ومنظم گردیده که بدین شکل که هم اکنون در دست داریم تمام دانشمندان مسلمان وغیر مسلمان در جهان اتفاق نظر دارند که قرآنکریم اصح ترین وکاملترین کتب در جهان بوده وهیچ گونه تحریف وتبدیل در آن عاید نشده است .
قاریان مشهور در زمان پیامبر اسلام
حضرت علی بن ابی طالب حضرت عثمان بن عفان حضرت ا بی بن کعب حضرت زید بن ثابت حضرت ابن مسعود حضرت ابودردا حضرت ابو موسی اشعری
پوشیدن لباسهای کوتاه، نازک و تنگ برای زنان
یکی از موارد هجوم دشمن، طرز پوشاک و مدهای گوناگون و اشکال متفاوتی است که متأسفانه در میان مسلمانان رواج یافته است، لباسهایی که به علت کوتاهبودن، شفافیت و یا تنگی، عورت و بدن را نمیپوشاند، حتی پوشیدن بسیاری از این لباسها در جمع زنها و محارم نیز جایز نیست، پیامبر ( ظهور اینگونه لباسها و پوشش زنها را پیشبینی فرموده بودند، آنگونه که در حدیث ابوهریره ( آمده است، وی میگوید: پیامبر ( فرمودند: «دو گروه جهنمی هستند و من آنها را ندیده ام، گروهی که شلاقهایی مانند دم گاو به دست دارند و مردم را با آن میزنند و (گروه دوم) زنانی (هستند) که با وجود این که لباس پوشیده اند عریاند، مردان را به خود متمایل میسازند و خود نیز به مردان تمایل دارند، سرهایشان همچون کوهان خمیدة شتر دو کوهانه است، هرگز وارد بهشت نخواهند شد، و با وجود این که بوی بهشت از مسافتی بسطولانی به مشام میرسد، آنان حتی بوی بهشت را نیز نمییابند»①
پوشیدن دامنهایی که یک طرف آن کاملاً باز است و یا همچون مدلهای غربی از چندین طرف شکافهایی طولانی دارند، و از لابلای آن پوست بدن نمایان میگردد، نیز در این حکم داخل است و از طرفی دیگر این نوعی تشبه به کفار و بیگانگان است که آن نیز حرام و ناجایز میباشد، نسأل الله السلامة.
یکی دیگر از امور ناجایز و حرام پوشیدن لباسهایی است که بر آن تصاویر زشتی کشیده شده است، همچون تصاویر خوانندهها، گروههای موسیقی، بازیکنان، جامهای شراب، تصاویر حیوانات، صلیب، شعارهای بنیادها و جمعیات انحرافی و خبیث و عبارات زننده و جملات زشت و عاشقانه و متضاد با شرف و عفت که غالباً با زبانهای بیگانه و اجنبی نوشه شه است
ساز و آواز و موسیقی
|
ساز و آواز و موسیقی:
|
خطبه نکاح
احکام فضیلت ودیگر موضوعات درمورد روزه ماه رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله رب العالمین حمدا کثیرا طیبا مبارکا فیه
خداوند متعال فرمود.( ای مؤمنان روزه برشمافرض شده است ، همانگونه برمردمان پیش ازشما فرض گردیده بود ، باشد که پرهیزگاری کنید ) سوره بقره ایه 185.
روزه یکی ازارکان مهم واساسی دین مبین اسلام است که پیامبر (ص) درفضیلت ان چنین فرموده است :
1- روزه وقرانکریم در روز قیامت برای مومنان شفاعت میکند. (رواه احمد)
2- پیامبر (ص) درپاسخ ابی آمامه که طلب گار بهشت بود فرمود(روزه بگرید که هیچ عبادت عدیل ومساوی بعبادت روزه نیست )
واژه رمضان: ازرامض گرفته شده است به معنی( سوختن ، سوزاندن ) وبافرارسیدن ماه مبارک رمضان اثرات گناهان وخطاهای بنده گان محو ونابود (سوزانیده ) میشود .
رمضان به اعتبار شرع :
عبارت ازماه عبادی است که مسلمانان با انجام عبادت فریضه روزه ، عبادتنمازهای نفلی چون نماز تراویح وصدقات،آین ماه را سپری مینمایند: (رمضان ماه عبادت، ماه غفران گناه، ماه طاعت وصله رحمی، ماه سخاوت، ماه شفقت وایثار، بالاخره ماه صلح و آشتی، ماه تقرب جستن بدرگاه خداوند متعال با ادای فریضه عبادت بدنی وریاضت نفس میباشد . )
واژه صوم : به معنی(امساک) ودرشرع عبارت ازامساک است که از صبح صادق تاغروب افتاب ازخوردن ، نوشیدن ، همبسترشدن با منکوحه اجتناب ورزند.
اقسام روزه :
روزه برپنج قسم است :
1- روزه فرضی. مانند روزه ماه رمضان،روزه نذر معین.
2- روزه واجب. مانند روزه نذر غیرمعین.
3- روزه مستحب.مانندروزه یوم دوشنبه وپنجشنبه.
4- روزه حرام.مانند روزه یوم عید قربان ویوم عید رمضان.
5- روزه مکروه.مانند روزه یوم شک .
تاریخ فرضیت روزه رمضان :
درسال دومهجری دردهم ماه شعبان روزه ماه رمضان فرض گردید وپیامبر(ص) (9) رمضان را روزه گرفته است .
ماه رمضان سردار ماه ها:
1- پیامبر(ص) که درمورد ارزش وبرتری ماه رمضان فرمودند::« بهشت به خاطرماه رمضان از آغازسال تاسال دیگرآراسته (وزیبا ومتهیج ) میگردد،هرگاه نخستین روزماه رمضان حلول کند از زیرعرش خداوند متعال بادهای نرم وملایم بوزیدن آغاز میکند ونسییم خوش گوار این بادها بر فضای بهشت پخش ، و اوراق درختان بهشت را برفراز حورعین (زنان نازنین بهشتی وزیبا چشم )بحرکت درمیاورد آنگاه حوران بهشتی میگویند (نغمه سرای میکنند) پروردگارا،ازبنده گان صالح ومومن ات برای ما همسران برگزین تا چشمان ما به دیدار آنان وچشمان آنان به دیدار مایان روشن گردد » رواه بیهقی فی شعب الایمان ج 1 ص 174.
2- ارشادنبوی (ص) ( پایداری روزهای رمضان به گرفتن روزه وقیام شب های آن به عبادت نماز تراویح ونفل سبب بخشودن همه لغزشات وگناهان بنده گان میگردد.)
3-پیامبر(ص) فرمودند : (ماه رمضان ماه صبروشکیبای، ماه مواسات وغمخواری است ، ماه که دروازهای بهشت بازاند ، ودروازه ها ی جهنم بند ومسدود اند، وشیاطین وجنیان متمرد وسرکش بزنجیرها کشیده شده است
فواید روزه :
روزه ماه مبارک رمضان دارای فواید فراوان اجتماعی وفردی است .
الف: از نظر نظامی روزه عبادت بدنی است که با روزه گرفتن وتمرین صیام ، وجود روزه داران درمقابل رنج ها وضجه های تشنگی وگرسنگی درطول روز درماه رمضان صابر وشکیبا وبا صلابت بار میآید وسبب ثبات وپایمردی درجبهات جنگ وجهاد میگردند.
ب: ازنظرصحی ماه صیام تخلیه معده وخانه تکانی وجود انسانی است که درطول سال یکمرتبه واقع میگردد وسبب نشاطت طبع ومداوای وجود ازامراض گونا گون میگردد. پیامبر(ص) فرمود : (روزه بگیرید تا صحتمند ومداوا بشوید) .
ج: از نظر اخلاقی روزه ماه صیام ، جنبه ایتقوی،زهد وپرهیزگاری بندهرارشدوارتقامیدهد.وازاخلاقرزیله وپستحیوانی مانندغیبت،دروغ،تهمت،قذف،فریب،تقلب،مخاصمه،خیانت،...رهای میبخشد.
روزه شامل مسایل ذیل است :
1- : سحرخیزی (صرف غذاء دراخیرشب به نیت روزه گرفتن) سنت است ودر ذات خود بسیارمبارک است اگر شخصی کم اشتها است ویا تمایل بخوردن غذا ندارد بخاطر احیای سنت پیامبر(ص) یک گیلاس آب بنوشد، وازجانب دیگر روزه گرفتن بدون سحرخیزی تشابه با اهل کتاب میباشد: ومسلمان ماموریت دارد تا در اجرای احکام شرعی ازتشابه به روش اهل کتاب اجتناب کنند.
2- : پیامبر(ص) فرمودند : هرگا یکی ازشما مسلمانان پیاله آب در دهن خویش گذاشت همزمان آواز آذان را شنید پیاله را برزمین نگذارد تا حاجت خودرا پوره کند(درصحت روزه اش هیچ خلل نمیآید). رواه مسلم .
3- : پیامبر(ص) فرمودند:( بهترین شما کسی است که همزمان با غروب افتاب روزه خویش را افطار کند ( عجله در افطار سنت است) رواه ابوداود .
4- :دعاوقت افطار(اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت)«خدایابرای توروزه گرفتم بررزق تو افطار میکنم» رواه ابوداود
5- : بهتراست نیت روزه ازطرف شب تا طلوع افتاب کرده شود .
6- : دعاء بعد ازصرف افطاری ( ذهب الظماء وابتلت العروق وثبت الاجرانشاءالله )«تشنگی رفت رگها سیرآب گردید به خواست خدای متعال ثواب ثابت ماند»رواه ابوداود
7- : روزه رمضان برکسانی واجب است که عاقل ، بالغ ، مسلمان ، مقیم باشند.
8- : نماز تراویح به شمول نمازوترواجب (23) رکعت است و به جماعت اداء میگردد . اگر ازکسی نماز جماعت فوت شود ، میتواند به تنهایی درخانه خود تراویح را اداء نماید.اگر با اعضای خانواده اش اعم از ذکور و اناث نمازتراویح را به امامت خودش به جماعت اداء نماید بسیار بهترو افضل است .
9- : ختم قرانکریم در نماز تراویح به جماعت سنت است .
10- : باثرعذرشرعی مانند مسافرت وبیماری جایزاست تا روزه رمضان را بخورد وبعد ازرمضان دریک وقت مناسب روزه فرضی راقضاء بیاورید .
11- : مرد ویازن که عمرشان از (60) سال تجاوز کرده باشند وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند یومیه یک چارک گندم ویا معادل آن از دیگرجنس ویا معادل قیمت آن را بشکل نقده برای فقرا اداء نماید . بهتراست هر روز را جداگانه اداء نماید اگر همه آن را یکباربرای یک ویا چندفقیراداء کند هم مجاز است .
12- : برهرمرد وزن حتی طفل که پیش ازطلوع صبح صادق روزعید به دنیا بیاید وبراو ادای یک چارک گندم فدیه فطر واجب است که خودشان ویا اولیای شان برای فقرا بپردازند ،البته صدقه فطر برکسانی است که توان اداء آن را داشته باشند
13- : اگر صدقه فطر تانماز عید اداء نگردد از ذمه مسلمان ساقط نمیگردد واجب است بعد ازنمازعید اداء نماید ولی وقت فضیلت فوت میگردد.
14- : مرد ویازن که جنب شده باشند پیش ازصرف غذا وقت مساعد برای غسل نداشتند برایشان جایزاست وضوبگیرند وصرف غذا کنند سپس به آرامی غسل نمایند.
15- : اگرمرد وزن که غسل برآنان واجب شده بود بخواب رفتندبعد ازصبح صادق بیدار شدند ویا بعد ازطلوع افتاب بیدارشدند برایشان مجاز است به آرامی غسل کنند درشریعت برانان هیچ گونه جرم وتکلیف نیست.
تزکیه وپاک داشتن روزه :
پیامبر(ص) فرمودند (هرکی ازسخن دروغ وتهمت بردیگران اجتناب نکند خداوند متعال به روزه وی هیچ حاجت ندارد) رواه بخاری . به این معنی کسانیکه با داشتن روزه ازبدگوی ودروغ وتهمت ،بهتان دوری نکند خداوند متعال روزه اورا قبول ندارد.
صدقه فطر (سرسایه ):
پیامبر(ص) فرمودند :( زکات فطربه غرض پاکی عبادت روزه از بیهوده گوی هاولغزشات ، (وازجانب دیگر)طعام برای مساکین است )صدقه فطر بعنوان تکلیف شرعی برهرمسلمان چه مرد باشد ویازن ، بزرگ سال اند یا نوزاد،صحتمند است یابیمار،مسافر اند یامقیم واجب گردیده است . اما ازطرف اطفال ویتیمان پدران واولیای ایشان صدقه فطررا اداء مینمایند. ازجانب دیگر صدقه فطر سپاسگذاری ازنعمت صحتمندی وجانجوری وتندرستی است که خداوند متعال به انسانها ارزانی فرموده است وواز جانب دیگر صدقه فطر عبادت روزه را ازبیهوده گویی واز الوده گیها ، اشتباهات ، گناهان صغیره تزکیه وپاک میسازد.
مسایل مربوط به صدقه فطر:
1- صدقه فطر بنا برقول جمهورعلمای اسلام نه تنها براشخاص که مالک یک نوع ازنصاب اموال را دارد واجب است،بلکه برهرشخص که مخارج ومصارف سه شبانه روزخانواده خویش را داشته باشد واجب است .
2- مقدارصدقه فطر ازحبوبات چون جو، خرما ، کشمیش سه ونیم کیلو وازگندم یک چارک میباشد .
3- مقدارصدقه فطر ازدیگر اجناس معادل قیمت حبوبات فوق را مدنظرگرفته میشود .
4- اصل درصدقه فطر تعین مقدار حبوبات فوق الذکر میباشد اما حسب نیازمندی فقرا ومساکین معادل قیمت حبوبات فوق نقده ویا از اجناس دیگر پرداخت میگردد.
5- بهترین اوقات برای ادای صدقه فطر بعدازطلوع آفتاب وپیش از نمازعیدمیباشد.
کفاره روزه :
اگرکسی بدون موجب شرعی قصدآ روز رمضان را بخوردوبا با خانمش همبسترشود ،کفاره ذیل به ترتیب بالایش واجب میگردد:
1- ازاد کردن غلام .
2- گرفتن دوماه روزه پی درپی .
3- طعام دادن برای شصت تن مسکین .
احکام روزه مریض:
خداوند (ج) ذات مهربان ورحیم بربندگانش است وبیماران نخبه گان ازبندگانش است وعبادت روزه را برای هیچ یکی ازبندگانش جز بیماران ,مسافران ومتضررین رخصت نفرموده است. علما در درمورد رخصت افطار روزه ماه مبارک رمضان برای مریضان به شرح ذیل فتاوی صادرنموده است :
1- مریضان که دچار تکلیف گرده ویامعده ویا سایر امراض هستنددرصورت روزه گرفتن به صحت شان شدیدآ ضرر وارید میگردد ویا درد را شدت وازدیاد می بخشد ویابه علاج وتداوی دوامدار نیاز مندهستند, اگرداکترمعالج ومتخصص مسلمان ویاداکترمعالج غیرمسلمان ازروی صداقت به افطار چنین اشخاص توصیه کند ازدیدگاه شریعت برایشان رخصت است تاروزه را بخورند وبعد ازصحت یابی قضا بیاورند. خداوند (ج) درقران کریم فرمود…) وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ(…سوره بقره آیه 185)ترجمه:(آنانکه بیمار ویامسافرهستند درغیرماه مبارک رمضان عبادت روزه را قضا آورند خداوند (ج) به شماآسانی را فراهم میکند نه دشواری را.) وپیامبر (ص) فرمودند:(ان الله یحب ان توتی رخصته کمایکره ان توتی معصیته .رواه احمد) ترجمه : خداوند متعال دوست میدارد تابه رخصت اش عمل کنید قسمی که ناخشنود است مرتکب معصیت اش شوید) فتوای مهمه عبدالله ابن بازص 641ج 1)
2- مریضان که گرفتن روزه برایشان ضررواردمیکندوخوردن برای شان مجازاست اگر امید صحت یابی برده شود، برای شان قضاء اوردن روزه واجب است گرچی بعداز مدت طولانی هم باشد،فدیه صوم وکفاره برایشان لازم نمیگردد.
3- اگرامیدواری صحت یابی برای شان برده نشود دراین صورت دربدل افطار هر روز رمضان مقداریک چارک ازگندم ویا نیم سیراز جو ویا خرما ویامساوی مبلغ ان بعنوان فدیه صوم برذمه ایشان واجب است بر فقرا،صدقه کند وقضاء وکفاره برایشان واجب نمیگردد.(فقه السنته ص 388 –ج1) .
4- چکانیدن قطره درگوش ویا درچشم بغرض تداوی روزه را فاسدنمیکنداگر این کار را درشب انجام دهند بهترواحوط است .(فتوی علماء البلدالحرام ) ص904 ج1 )
5- اگرداکتر متخصص نسبت به بیماری ،تشخیص داد که روزه سبب ازدیاد مرض اش میگردد در این صورت درمقابل هرروز رمضان نیم سیر جوویا گندم ویا مساوی آن مبلغ پول برای فقرا بعنوان فدیه صوم بدهد کفاره وقضاء رمضان لازم نمیگردد .(فتوی مهمه عبدالله ابن باز ص 915 ج 1).
6- خون دادن درماه رمضان مکروه است زیرا سبب ضعف بدن میشود درصورت خون دادن روزه فاسد نمیگردد اما احتیاط این است که آن روز که خون داده قضاء بیاورد زیرا مشابهت به حجامت دارد.
7- پیچکاری عادی به غرض تداوی ویا تسکین درد چه در رگ باشد ویا درعضله روزه را فاسد نمیکند .(فتوی علماء البلدالحرم ص 904 ج 1)
8- خوردن تابلیت ویا چکانیدن قطره به غرض تداوی دربینی ،روزه را فاسد میکند زیرا بینی مجرای مستقیم به یطن و دهن دارد.
9- پیچکاری تغذیه وتقویت کننده (سیروم , ویتامین ها )چه در رگ باشد ویا در عضله روزه را بالاتفاق نزد علماء فاسد میکند . (فتوی مهمه عبدالله ابن بازص 657 ج 1)
ماه رمضان ، ماه قرآن است :
یکی ازحوادثی که به ماه مبارک رمضان قدر وقیمت می دهد ، آغازنزول کتاب مقدس ما قرآنکریم به پیامبردوست داشتنی مااست . چنان که درقرآنکریم گفته شده است :( )ماه رمضان ، ماه نزول قرآنی است که انسان ها را رهنمایی می کند ودلایل روشنی است ازهدایت وتفکیک راستی وکجی .) سوره بقره آیه 185.
پیامبربزرگوار ما واصحابش قرآن رابیش ازهرزمان دیگردرهمین ماه می خواندند ؛ بیش ازهرزمان دیگر درهمین ماه سخاوت وجوانمردی نشان می دادند . ودرهمین ماه بیش ازهرزمان دیگر عبادت می کردند، وبه ویژ] با فرارسیدن دهه اخیراین ماه ، پیامبردوست داشتنی ما بخش اعظم وقت شان رابه عبادت اختصاص می دادند .(مسلم ، اعتکاف، 7)
بیاید دراین ماه مانند مساجدمان ، خانه های خود رانیزبه تلاوت قرآنکریم احیا کنیم .زیرا پیامبردوست داشتنی ماخانه ای را که درآن قرآن تلاوت نمی شود به قبرستان تشبیه داده وچنین فرموده است :خانه هایتان را به قبرستان تبدیل نکنید!به خانه ای که درآن قرآن تلاوت گردد، شیطان داخل نمی شود.(ترمذی ،فضایل)
ودرضمن این تلاوت ، درمورد حکمت قرآن ومعانی آیات آن هم خوب فکرودقت کنیم .چون قرآن یک راهنمای الهی است وما را ازهرگونه بیماری هامحافظت می کند وشیوه زندگی توام باخوشبختی رابه ما یادمی دهد . وچنان منبعی ازعلم وحکمت است که علماهرچه از آن برگیرند بازهم سیراب نمی شوند .بیایید تاقلب های خود را به نورآن پرنور بسازیم وبا خوبی ها وعباداتی که دراین ماه انجام می دهیم ، رضایت الله رابه دست بیاوریم وفرصت بخشیده شدن ما را ازدست مدهیم .
رخ دادهای مهم تاریخی درماه رمضان:
1- معرکه ،بدر کبرا درماه رمضان واقع گردیده است.
2- فتح مکه که فتح اکبر است نیز درهمین ماه واقع گردیده است.
3- بعضی از حوادث غروه تبوک در همین ماه واقع شده است.
4- اسلام در همین ماه یمن را فرا گرفت.
5- انهدام بتخانه (عزی) بدست خالد بن ولید در همین ماه صورت گرفت .
6- آمدن گروهی از نمایندگان "ثقیف" از طائف جهت اسلام آوردن ، اعلان اطاعت وتسلیمی وهمچنان انهدام بت دیگر بنام "لات" در همین ماه صورت گرفت.
7- یوسف بن تاشفین با لشکر خود منطقه از لاقه از مربوطات پرتگال امروزی را در همین ماه فتح نمودند.
8- قریه بین لبنان نابلس یاعین جالوت از مربوطات آن در همین ماه بدست مسلمین فتح گردید.
9- فتح اندلس از مربوطات اسپانیای امروز ی در همین ماه به وسیله ای سپاه اسلام قوماندان طارق بن زیاد صورت گرفته است.
نماز عید
واژه :عید از عودت و اعاده گرفته شده بمعنی باز گشت، تجدید خاطره:
عید درعرف شرع: بمعنی اظهار تفرح،خوشی،تجدید عهد وپیمان به اجرای احکام دینی مانند عید سعید فطر و عید سعیداضحی میباشد.
انگیزه عیددر اسلام:
الف-حضرت انس (رض) میگوید زمانیکه پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه منوره هجرت نمودند دیدند که مردم مدینه دو روز را درطول سال جشن میگرند و د رآن روز ها به تفریح و خوشحالی می پردازند، از مردم مدینه پرسیدند که علت چیست این دوروز را در طول سال گرامی میدارید،مردم در پاسخ پیامبر اکرم (ص) گفتند (این دوروزهریک روزمهرجان ونیروز از روزهای باستانی فارس است که آنان گرامی میداشتند و ما هم گرامی میداریم).
پیامبر اکرم (ص) فرمود :خداوند (ج) د رعوض این دوروز دوروز دیگری را که نسبت به همچو جشن ها فضیلت و برتری بیشتر دارد برای شمامسلمانان مقرر فرموده که عبارت از روز عید سعید فطر و روز عید سعید اضحی می باشد :
ب-درروزهای عید فطرشخص مسلمان دوخوشی احساس میکند .یکی از آن دو انجام و ظیفه عبادی که طاعت خدای متعال را بجا آورده است دوم تحقق اجر وثواب عبادت در فردای قیامت است.
حکم نمازعیدین :
نماز عیدین واجب است وتعداد رکعات آن دورکعت است مانند سایر نماز هابه اضافه شش تکبیر ( الله اکبر ) در هر دورکعت،صورت ادای نماز عیدین : اول نیت ادای نماز عید سپس تکبیر تحریمه گفته،سبحانک اللهم را بجا میآورد،آنگاه سه تکبیر زواید به لفظ الله اکبر گفته وبا هرتکبیر دست ها راتانرمه گوش ها بالا میبرد ،باقی آن مانند سایر نماز هاباخواندن اعوذ بالله وبسم الله و سوره حمد و ضم سوره ادامه میآبد ورکعت دوم تا ختم ضم سوره طوری معمول پیش برده میشود وبعد از ضم سوره سه تکبیر زواید همراه با بلند کردند دستها تا نرمی گوش خوانده میشود.وبعد از سلام دو خطبه مانند خطبه نماز جمعه قراءت میگردد.در اخیر این سولات را جواب بدهید.
سوالات :
1- تاریخ فرضیت رمضان چه وقت بود ؟
2- صرف غذا درعقب شب (سحر خوری)در اسلام چه حکم دارد ؟
3- آیا بهتراست در افطار تاخیرشود تا اینکه ستارگان بدرخشد ویا عجله کرده شود ؟
4- حوران بهشتی در اولین روز از آغاز رمضان درمیان خود چه کلمات را زمزمه میکنند ؟
5- لغت رمضان چه معنی دارد؟
6- درشب های رمضان بعد از نمازفرض ، نماز دیگر را به جماعت اداء مینمایم چه نام دارد ؟آیا میتوانیم درخانه ان نماز را اداء نمایم ؟
7- آیا گرفتن روزه رمضان برشیخ فانی واجب است ؟
8- دعاء روزه گرفتن ودعای افطاری را بیان کنید ؟
9- آیا برمسلمان واجب است درماه رمضان ازچه چیز ها دوری کنند؟
10- روزه گرفتن رمضان برچه کسی واجب است که چه شرایط داشته باشند؟
11- پیامبرما حضرت محمد (ص) چند رمضان را روزه گرفتند؟
12-اقسام روزه چنده است؟
13- صدقه فطر ازکدام اجناس لازم میگردد؟
14- صدقه فطربرکدام اشخاص واجب است ؟
15- بهترین وقت ادای صدقه فطرکدام وقت است ؟
16 کدام نوع بیماری سبب جواز افطار میگردد.؟
17-کدام قسم پیچکاری در صورت ضرورت،روزه را باطل نمیسازد.؟
18-آیا خون دادن درماه رمضان چه حکم دارد.؟
19- نماز عید چند رکعت است؟
20- حکم نماز چگونه است فرض، واجب، سنت؟
والسلام
مولوی مهرالله (احدی) خطیب مسجد جامع خواجه عبدالله (انصاری)
این مطالب را درصفحه فیسبوک مان هم دریافت کرده میتوانید: ندای منبرمطالب تعلیمی وتربیتی
در اخیر از خوانندهای محترم امید دارم که در دعاهای رمضان شان بنده عاصی را هم فراموش نه نمایند
نماز تسبیح
نــمـــا زتـسـبـیــح
از حضرت عبدالله بن عباس(رض) روایت گردیده است که رسول اکرم (ص) یک روزبه کاکا گرامی خود حضرت عباس بن عبدالمطلب فرمود: ای عموی محترم ! آیا من به محضر تو هدیه وتحفه گرانبهاوارزشمندی تقدیم نکنم ؟ آیا مسئله خاصی برایت نگویم ؟آیا برایت ده امر نگویم وده خدمت برایت نکنم (یعنی چنان عملی برایت بگویم که از آن ده فایدبرزگ حاصل توگردد)وآن عملی است که هرگاه آن را انجام دهی خداوند متعال تمام گناهان تو را مورد عفوقرار می دهد:1- گناهان اول را 2- گناهان بعدرا3- گناهان قدیمی را4- گناهان جدید را 5- گناهان نادانسته را6- گناهان عمدی را 7- گناهان صغیره را 8- گناهان کبیره را9- گناهان مخفی را10- گناهان علنی راوآن عبارت از چهار رکعت نماز تسبیح بخوانی .(سبحان الله والحمد الله ولااله الاالله والله اکبر)
طریقه ادای نماز تسبیح
نیت نماز تسبیح:نیت کردم میخوانم چهار رکعت نماز تسبیح روی اوردم به جهت خانه کعب شریف خان صلی لله تعالی الله اکبر.
1-بعد از تکبیر تحریمه سبحانک الهم را خوانده بعدا پانزده بار تسبیح را بخواند.
2-بعدازاعوذبالله، بسم الله، الحمد الله،ویک سوره باز ده بارتسبیح را بخواند.
3-باز در رکوع بعد ازسه بار سبحان ربی العظیم ده بارتسبیح را بخواند.
4-باز در قومه بعد از سمع الله لمن حمده وربنا لک الحمد .ده بارتسبیح را بخواند.
5-باز درسجده اول بعد ازسه بار سبحان ربی الاعلی ده بارتسبیح را بخواند.
6-باز در جلسه ده بار تسبیح را بخواند.
7-در سجده دوم بعد از گفتن سه مرتبه سبحان ربی الاعلی ده بار بخواند.
بعداَ در رکعت دوم استاده پانزده بار تسبیح را بخواند باز بسم الله، الحمدالله، ویک سوره خوانده بازده بار تسبیح را بخواند امین طوردر دیگر رکعت ها به پیش برده میشود دراین صورت 75 بار(سبحان الله والحمد الله ولااله الاالله والله اکبر)گفته میشود در هر رکعت که جمعاً(300)بار میشود در چهاررکعت.(رواه ترمذی)
ترتیب کننده: مولوی مهرالله(احدی)خطیب مسجد جامع حضرت امیر حمزه(رض)
اعمال مشروع واعمال غیر مشروع
اعمال مشروع
فرض: فرض درلغت قطع نمودن راگويندودراصطلاح ان عملي راگويندكه به دليل قطعي ثابت شده باشدوهيچ شك وشبه دران وجودنداشته باشد.مانند:فرضيت نماز،روزه،حج،زكاةوغيره
حكم فرض: به كردن ان ثواب وبه نكردن ان بدون عذرشرعي عذاب است ومنكرآن كافرميشود.
فرض به دوقسم است:فرض عین،فرض کفائی
فرض عین :ان است که ادای ان برهرفردمسلمان عاقل،بالغ،مرد،وزن لازم است.امافرض کفائی انست که تعدادی از مسلمانان ان را انجام نمایند از گردن دیگران خلاص میشودواما اگر هیچ مسلمانی ان را انجام ندهند هم گنهگار شمرده میشوند.
واجب: بمعني لازم بوده وان عملي راگويندكه بدليل ثابت شده باشدکه دران شبه باشد.مانند: نمازوترونمازعيدين كه اداءانهابرمسلمانان واجب ميباشد.
حكم واجب: حكم ان مانندفرض است كه به كردن آن ثواب وبه نكردن آن عذاب است.اما منكرآن كافرنميشود.
سنت:عبارت ازعملی است که نبی کریم(ص)ان راانجام دادباشد.
حكم سنت:كردنش ثواب داردوخوف عذاب است براي تارك آن ازنگاه تنبلي وغفلت.وسنت به دو نوع است سنت موكد وغير موكد
سنت موکد:ان اعمالي كه حضرت محمد(ص) بر انجام ان مداومت كرده باشد(يكبار يادوبار انرا درحياتش ترك كرده است)
مانند:سنتهاي نمازهاي پنجگانه،نماز جماعت،نمازتراويح وغيره كه عمل برآن ضروري ميباشدبنابراين امرخداوند(ج)كه ميفرمايد(وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا)(سوره حشر 7)
ترجمه:وانچه راكه رسول خدا(ص)برايتان اورده انرابپذيريد(يعني بران عمل كنيدوازانچه شمارامنع كرده اجتناب ورزيد.
سنت غیر موکد:ان اعمال راكه حضرت رسول اكرم(ص)بعضي اوقات ترك كرده يعني بران مداومت نكرده ازجمله سنت هاي غيرموكد محسوب ميشوند. به كردن ان ثواب وبه ترك ان ملامتي است.
مستحب: درلغت به معني پسنديده بوده ودراصطلاح آن عملي راگويند كه حضرت رسول(ص)انراگاهي انجام داده وگاهي انرا ترك كرده باشد ويااصحاب نبي كريم(ص)آنراپسنديده باشند.
حكم مستحب:به كردن ان ثواب است وبه نه كردن ان نه عذاب است ونه عتاب.
مباح: درلغت به معني رواوحلال است ودراصطلاح ان اعمال را گويندكه بنده درانجام وترک ان مخير است.
حكم مباح: درانجام دادن ان ودرترك كردن ان نه عذاب است ونه ثواب.
مانند:راه رفتن،نان خوردن،شكاركردن وغيره.
اعمال غيرمشروع
حرام: درلغت بمعني ناروابوده ودراصطلاح ان اعمال راگويند كه انجام دادن ان به نهي قطعي(قران مجيدوياحدیث صريح) به ثبوت رسيده وحضرت پيغمبر(ص)ازان منع شده باشد.
حكم حرام: به انجام ندادن ان ثواب است وبه انجام ان عذاب وبحلال دانستن ان انسان بدون كدام تاويل كافرميشود مانند خوردن گوشت خوك،دزدی کردن،زناءکردن،قتل نمون مسلمان وغيره.
مكروه: درلغت بمعني ناخوش ايند بوده ودراصطلاح ان عملي را گويند كه منع ان به دليلي ثابت شده باشدکه دران شبه موجود باشد.
حكم مكروه:به نكردن مكروه تحريمي ثواب وبه كردن ان ترس عذاب است. وبه حلال دانستن ان انسان كافرنميشود، بلكه فاسق ميشود.
تهيه كننده:مولوی مهرالله(احدی)خطیب مسجد جامع حضرت امیر حمزه(رض).قربانی واحکام آن
قربانی سبب بخشش گناهان
حضرت علی (رض) ازنبی اکرم (ص) روایت می کند که خطاب به دخترشان فاطمه(رض) فرمودند: برو ای فاطمه نزد قربانی ات حاضر شو، چون که برای تو مغفرت است از تمامی گناهان، با ریختن اولین قطره خون از حیوان سپس در روز قیامت با خون وگوشتش آورده می شود، ودر کفه ی ترازوی تو قرار می گیرد وهفتاد برابر به سنگینی کفه ترازوی تو افزوده می شود در این هنگام ابو سعید پرسید: ای رسول خدا آیا این مختصّ آل محمد است؟ چرا که آنان بیشتر مستحقّ این اند یا اینکه برای آل محمد وتمامی مسلمانان است؟
پیامبر (ص) فرمودند: برای تمامی مسلمانان وخصوصاً برای آل محمد(ص) می باشد.
در عوض هر تار موی قربانی یک نیکی
زید بن ارقم فرمود: که صحابه کرام (رض) عرض کردند که ای رسول خدا این قربانی چیست؟ آن حضرت فرمودند: سنت پدرتان ابراهیم. گفتند: برای ما چه فایده ای دارد؟ آن حضرت فرمودند برای شما در عوض هر تار موی آن یک نیکی است، سپس صحابه عرض کردند اگر جانور پشمی باشد چطور؟ آن حضرت (ص) فرمودند: در عوض هر تار پشم آن یک نیکی برای شما است( کذا فی الرغیب)
وقت قربانی کردن
از روز دهم ذی الحجه بعد از نمازعید تا غروب دوازدهم ذی الحجه.
وقت قربانی کردن بعد از نماز عید می باشد، وقبل از نماز عید درست نیست همچنین قربانی کردن در هر سه روز عید جایز است ولی روز اول عید بهتر است.
طریقه مسنون قربانی
باید گوسفند را خوب آب وعلف داده وچاقو را تیز نموده وگوسفند را بر پهلوی چپ روبه قبله خوابانید، وذبح کرد. البته باید توجّه کرد که هنگام ذبح، قربانی کننده باید پای راستش را بر پهلوی گوسفند گذاشته این دعا را بخواند: « اِنّی وَجَّهتُ وَجهِی لِلَّذی فَطَرَ السّمواتَ وَ الاَرضَ حَنیفاً وَ ما أنا مِنَ المُشرِکین إِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَ مَحیای وَمَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمینِ لَا شَرِیکَ لَه وَ بِذالک أُمِرتُ وأََنا مِنَ المُسلِمین
الّلهُمَّ هذا مِنکَ ولَک» سپس بسم الله والله اکبر گفته گوسفند را ذبح کند.
* اگر قربانی مال شخص دیگری بودنام او را هنگام ذبح گرفته ویا اینکه نیت آن شخص را دردل بکند.
طریقه ذبح کردن قربانی
حضرت عایشه (رض) فرمودند: پیامبر (ص) به من دستو داد که چنان قوچی بیاورم که پاهایش سیاه، شکمش سیاه، چشمانش هم سیاه باشد، پس چنین قوچی آوردم تا رسول الله (ص) آن را قربانی کند سپس نبی کریم (ص) به عایشه (رض) فرمود که چاقویی بیاور وبعد به او امر کردکه چاقو را با سنگی تیز کند، سپس حیوان را ذبح کرد، بعد از آن فرمود: « بِسمِ الله، اللّهم تَقَبَّل مِن مُحَمَّدٍ وَآل مُحَمَّدٍ وَ مِن اُمَه مُحَمَّدٍ. (رواه ابو داوود)
همچنین ابن عمر (رض) فرمودند: رسول الله (ص) در مدت ده سالی که در مدینه زندگی می کردند هر سال قربانی می کردند. حضرت جابر (رض) روایت می کند که نبی کریم (ص) روز عید قربان دو قوچ شاخ دار سیاه وسفید را بدون بیضه ذبح کردند، زمانی که آن دو قوچ را رو به قبله کردند این جملات را خواند. « انی وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض،علي مله ابراهیم حنیفاً وما انا من المشرکین ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العلمین لاشریک له وبذلک امرتُ وانا من المسلمین، اللهم منک ولک وعن محمد وامه محمد صلی الله علیه و سلّم» وسپس بسم الله والله اکبر گفته وقوچ را ذبح نمود. ودر روایتی دیگر آمده که ایشان با دستش قربانی را ذبح کرد وگفت: « بسم الله والله اکبر، اللّهُمَ هذاعنی وعمّن لم یضح من امتی » یعنی: خدایا این از من است واز آن کسی از امت من که توانایی ذبح را ندارد.(ابو داوود)
مسائل گوشت قربانی
* فروختن گوشت قربانی ویا دادن حصّه ای از آن به قصّابان به جای دستمزد، جایز نیست.
* صاحب گوشت قربانی اختیار دارد که تمام آن را خود مصرف کند ویا تمام آن را به دیگران هدیه کند ویا به فقراء صدقه کند، اما بهترین کار این است که آن را به سه قسمت تقسیم کند: یک قسمت را خودش استعمال کند، قسمتی را به خویشاوندانش بدهد، وقسمتی دیگر را بین فقراء تقسیم کند. دادن گوشت آن به غیر مسلمان ها به طور هدیه اشکال ندارد. (مسایل رفعت قاسمی)
مسائل پوست قربانی
* دادن پوست قربانی به جای دستمزد به قصّابها جایز نیست.
* استعمال پوست قربانی برای صاحب قربانی جایز است، همچنین هدیه دادن آن به فقیر ویا ثروتمند جایز است.
* چنان چه اگر بعد از استعمال آن را فروخت باید قیمتش را صدقه کند.
* مستحق پوست قربانی کسی است که مستحق زکات باشد، بهترین مصرف پوست ویا گوشت قربانی مستحقین زکات اند.
* همچنین دادن پوست قربانی برای تعمیر مساجد ومدارس صحیح نیست.
* همچنین دادن پوست قربانی به امام ویا مؤذن مسجد به جای حقوق درست نیست.
* باید توجّه کرد در این زمانه بهترین محل مصرف پوست قربانی، طلاب مدارس دینی اند، چون آنان زندگی خود را وقف تعلیم قرآن واحادیث نبوی کرده اندو فرصت کسب وکار وتجارت را ندارند.
ابتدای تکبیر تشریق
هنگامی که حضرت ابراهیم فرزندش را ذبح می کرد، حضرت جبرئیل به جای فرزندش قوچی را از بهشت آورد تا ابراهیم (ع) آن را ذبح کند وحضرت جبرئیل(ع)گفت: مبادا دیرشود وابراهیم فرزندش را ذبح کند، لذا کلمات الله اکبر الله اکبر از زبانش جاری گشت.وقتی حضرت ابراهیم متوجّه آمدن جبرئیل شد، کلمات (لااله الا الله الله اکبر) را خواند، و وقتی متوجّه شد که خداوند در عوض ذبح کردن اسماعیل به تو گوسفندی هدیه کرد تا ذبح اش کند، لذا برای به جا آوردن شکرخداکلمات الله اکبر ولله الحمد را بر زبان آورد.
تکبیرات تشریق
(الله اکبر، الله اکبر، لااله الاالله،والله اکبر،الله اکبر ولله الحمد)به این کلمات تکبیرات تشریق می گویند وباید دانست که این تکبیرها واجب هستند، برای نمازگزاران با جماعت که در شهر هستند واین تکبیرهابرای مسافرین ویا کسی که به تنهایی نماز بخواند واجب نیست مستحب است بناءً خواندن آن بهتراست وابتدای خواندن این تکبیرها از نماز صبح روز نهم ذی الحجّه تا نماز عصر روز سیزدهم ذی الحجّه می باشدوجمعاً بیست وسه (23) نماز راشامل می شود.
مسائل وفضائل عقيقه
* اگر در خانه اي فرزندي متولد شد مستحب است كه والدين او گوسفندي را ذبح كرده و خويشاوندان را دعوت كنند و موهاي بچه را بتراشند و براي او يك نام خوب بگذارند. (فتاوي محموديه ص 5131)
* اگر در روز هفتم نتوانستند اين كارها را انجام دهند در روز چهارم و يا بيست و يكم بعد از ولادت فرزند ميتوانند انجام دهند.
* براي پسر بچه دو گوسفند و براي دختر بچه يك گوسفند ذبح كنند اگر براي پسر بچه يكي ذبح كردند اشكالي ندارد و اگر اصلاً گوسفندي ذبح نكردند هم اشكالي ندارد.
* عقيقه سبب مي شود كه بچه از آفتها و بلاها به دور باشد و اگر در بچگي وفات كند روز قيامت براي پدر و مادرش شفاعت مي كند.
* اگر بچه قبل از عقيقه وفات كند عقيقه مستحب نيست.
* اگر بچه بالغ شد و خودش براي زمان طفوليت خود عقيقه كرد اشكالي ندارد اما اين عقيقه نوعي صدقه قرار مي گيرد.
* گوشت و پوست عقيقه همان حكمي را دارد كه قرباني دارد.
* اگر كسي گاوي يا شتري را ذبح كرد تمام او عقيقه محسوب مي شود.
دعاي عقيقه
اللهّمَ هذِه عَقيقةّ إبني (نام فرزندش را بگويد) دَمِها بِدَمِه وَ عَظمِها بِعِظمِه وَ جِلدِها بِجِلدِه وَ شَعرِها بِشعرِه اللّهمَ اجعَلها فِداءً لِإِبنَي (نام فرزندش را بگويد). (1 فتاوي دارلعلوم ديو بند ص 170)
رستگاری
رستگاری
الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا. قال الله الحلبم الکریم : {يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله، وقولوا قولاً سديداً، يصلح لكم أعمالكم ويغفر لكم ذنوبكم ومن يطع الله ورسوله فقد فاز فوزاً عظيماً}
وقاله عليه الصلاة و السلام: "إذا تبايعتم بالعينة، وأخذتم أذناب البقر، ورضيتم بالزرع، وتركتم الجهاد في سبيل الله؛ سلط الله عليكم ذلاً لا ينزعه عنكم حتى ترجعوا إلى دينكم "رواه ابو داود
در آیه ای مبارکه الله سبحانه وتعالی می فرماید ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا بترسید وتقوی نمایید وسخن محکم واستوار بگویید اعمال شما را اصلاح میکند ومورد مغفرت الله قرامی گیرید. وکسی که اطاعت ازخدا ورسول او بنماید حقیقتا رستگار می گردد به رستگاری بزرگی وعظیمی . لذا رستگاری وسیادت زمانی نصیب انسان میگردد که مطیع خدا ورسول او باشد. وما مسلمانها در حالیکه ادعای اطاعت از خدا ورسول او می نماییم چرا دچار مشگلات فروانیم اگر دقیق شویم می توانیم به چهار مطلب آ تی خلاصه بداریم:
1-. بی توجهی به دستورات قرآن
اسلام و قرآن دعوت به پاکی و درستکاری و امانت و تلاش و کوشش و آگاهی و بیداری و دانش و پژوهش و اتحاد و فداکاری و می کنند؛ اما با نهایت تاسف امروز تعلیمات اسلام و پیامبران آسمانی در بسیاری از جوامع اسلامی متروک یا نیمه متروک مانده است و ادعای اسلام و شعار پای بندی به دین غیر از التزام عملی به آن در همه شوون زندگانی است.
2- فراموشی فرهنگ جهاد و تلاش و مبارزه در راه خدا :
اسلام دین تلاش و مبارزه و کوشش و ایستادگی در برابر برنامه ها و نقشه های ضد انسانی و اخلاقی دشمنان و بدخواهان است. جامعه اسلامی برای تثبیت موقعیت خویش و دست یافتن به درمانها والای خود باید در تمام جبهه ها (فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و) بااعتماد به اسلام ناب با تمام توان در میدان تلاش و پیشرفت حضوری پررنگ و اثرگذار داشته باشد.
3- استفاده نکردن از فرصت های مادی و معنوی :
نشانه رشد فکر و عقلانی یک نفر و یک جامعه بهره مندی از فرصت های مادی و معنوی است. اسلام نه تنها به مسلمانان توصیه بهره مندی از تمام فرصت ها را می کند؛ بلکه آنان را به فرصت آفرینی و استفاده بهینه از فرصت های مختلف تشویق می کند. روشن است که در شرایط مختلف زمانی و مکانی، فرصت ها تفسیرهای گوناگونی پیدا می کنند و بهره برداری از آنها رمز پیشرفت و رشد بشری مناسب برای جبران عقب ماندگی هاست.
4- فراموشی فرهنگ اخلاص و کاربرای خدا :
ارزشمندی جامعه اسلامی به این جهت است که باید همگان برمحور کار برای خدا و دستیابی به رضایت او کار و تلاش کنند. در این میدان خودخواهی و خودپرستی رنگ می بازد و روحیه خیرخواهی و دلسوزی زمینه ساز بستری مناسب برای رشد و تعالی همگانی می گردد.
البته می توان تمام عوامل چهارگانه را به نحوی معلول تبلیغات پرزرق و برق کشورهای به اصطلاح متمدن و توسعه یافته غربی دانست؛ چرا که بهره مندی از تجربیات علمی و فناوری پیشرفته این کشورها به گونه ای تعریف شده که ناخودآگاه و غیر مستقیم خود فراموشی و بیگانگی با فرهنگ دینی و ملی را به فکر و جان مسلمانان تزریق می کند. همانگونه که گام اول توحید حقیقی نفی تمام خدایان دروغین است، گام نخست پیشرفت و مبارزه با انحطاط، نفی عملی و همه جانبه فرهنگ های غلط و بی محتوای غرب و غرب زدگان است تا شیرینی تعالیم اسلام به کام ما بنشیند.
ودر حدیثی که در اول پیامبر صای الله علیه وسلم می فرمایند: وقتی د رمعاملات شماسود وربا وجودداشت و دنبال گاو ها برای بدست آوردن گشت وزرع ودنیا رفتید وجهاد وکوشش را ردراه خدا ترک نمودید خدا بر شما ذلت هارامسلط کرده تا دوباره به طرف دین خود رجوع ننمایید. "رواه ابو داود.
در ادامه مطلب: سوال وجواب مردی با پیامبر را فراموش مکن گر رستگاری خواهی
صلح و امنیت از نظردین اسلام
صلح و امنیت از نظردین اسلام
يقول الله عز وجل في كتاب العزيز سبحانه تعالي(( إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ ))فصلت 30-32وقال الرَّسُولُ صلي الله عليه وسلم: ((مَنْ أصْبَحَ مِنْكُمْ آمِنًا في سِرْبهِ مُعافى فِي بَدَنِهِ عِندَهُ قُوتُ يَومِهِ ولَيلَتِهِ فكَأنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا)) روَاهُ التِّرمِذيُّ.
امنیت وآرامش یکی ازنعمات بزرگ الهی برای همه افراد جامعه انسانی بوده ومی باشد واسلام هم بر گرفته شده از ماده سلم یعنی سلامتی وآرامش آورنده بربشریت بوده ومی باشد وصلح امنیت ثمره آن است . همه انبیاء الهی برای اینکه روح وروان جامعه انسانیت را با اطاعت از الله جل مجده آرامش به بخشند از جانب الله برای رهنمایی بشریت مبعوث گردیدند و چنانچه سیدنا ابراهیم علیه السلام بعد ازاینکه خانه کعبه را می سازد اولین خواسته اش از خدا طلب امنیت است. وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنَامَ [إبراهيم: 35]، و [ياد كن] هنگامى را كه ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را ايمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنْ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ [البقرة: 126]. و چون ابراهيم گفت پروردگارا اين [سرزمين] را شهرى امن گردان و مردمش را هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد از فرآوردهها روزى بخش . خوب دقت فرمایید که بعد از ساختن قبله مسلمين حضرت ابراهيم عليه السلام امنيت مي خواهد خود دلیلی بر اهمیت این نعمت الهی است وخداوند جل جلاله هم برای قریش وقتی از نعمت هاي خوى بياى شان مي می دهد از میان همه نعمت امنيت ووروزی خود را بیاد شان می دهد: فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ [قريش: 3، 4]. پس بايد خداوند اين خانه را بپرستند همان [خدايى] كه در گرسنگى غذايشان داد و از بيم [دشمن] آسودهخاطرشان كرد . ور سول کریم از دوران قبل ازبعثت خود ازحلف الفضول که برای دفاع از امنیت جانی ومالی افراد مستضعف در مقابل ستمگران بسته می شود به خوبی وافتخار یاد آوری می نمایند وحتی می فرمایند که اگر حالا یعنی در دوران نبوت به همچو پیمانی دعوت شوم اجابت می نمایم. ((لَقَدْ شَهِدْتُ في دَارِ عبدِ الله بنِ جدْعَانَ حِلْفَ الفُضُولِ، أمَا لَو دُعيتُ إليهِ اليَومَ لأج-بْتُ، ومَا أُحِبُّ أن لي بهِ حُمُرَ النَّعَمِ وأنِّي نَقَضْتُهُ)). ووقتی رسول کریم صلی الله علیه وسلم مکه را فتح نمودند در حالیکه مردم مکه ایشان از شهر شان خارج نموده بودند وبه دیار غربت فرستادند ویاران شان شکنجه نموده وغزوات بدر، أحد وخندق را بوجود آوردند و درسال ششم در حدیبیه ایشان را ازورود به مکه باز داشتند باز هم رسول خدا در فتح مکه به ایشان اعلان ((مَنْ دَخَلَ المسجِدَ الحَرامَ فَهُوَ آمِنٌ، ومَنْ دَخَلَ دَارَهُ فهُو آمِنٌ، ومَنْ دَخَلَ دَارَ أبي سُفْيانَ فَهُو آمِنٌ))؛ مراگز امنیت را مشخص نمودند تا باآرامش خاطر فکر نمایند وبه خود آیند وایمان بیاورند چنانچه طرح رسول الله به موفقیت تمام ومنجر به ایمان آوردن مردم مکه گردید. این ها همه دلایلی بر اهمیت امنیت از دیدگاه اسلام است ورسول الله صلی الله علیه وسلم همیشه روی این مهم تأکید داشتند وبه پیروان خود توصیه بر حفظ مال وآبروی یکدیگر می نمایند ومی فرمایند مسلمان کامل کسی است که مسلمانان ازدست وزبان او در امنیت وسلامت باشند. اما متأسفانه در حالیکه ما همه خود را به متعهد به دساتیر الهی معرفی می داریم وشعار خواستن امنییت را سر می دهیم بعضی کسان با چراغ سبز نشان دادن دشمان اسلام به دساتیر دینی خود پشت نموده دست به دزدی وآدم ربایی وقتل ناحق می زنند.ودرین اواخر من وشما شاهد چندین قتل ناحق در شهر خود بودیم در حالیکه خدای بزرگ قتل ناحق وشرک را در کنارهم قرار داده ومی فرماید: ((وَٱلَّذِينَ لاَ يَدْعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَـٰهَا ءاخَرَ وَلاَ يَقْتُلُونَ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلاَّ بِٱلْحَقّ)) [الفرقان:68]. و كسانىاند كه با خدا معبودى ديگر نمىخوانند و كسى را كه خدا [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمىكشند . ودر حدیث متفق علیه رسول معظم اسلام می فرمایند:((اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَالسِّحْرُ وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَكْلُ الرِّبَا وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَات)). از هفت چیزی که سبب هلاکت می گردد اجتناب ورزید صحابه سوال نمودند که آن هفت چیز کدام اند ؟ فرمودند : شرک به خدا ، سحر وجادو ، کشتن نفسی به دون حکم محکمه اسلامی وبه ناحق ، ربا
خواری ، وخوردن مال یتیم ، فرار نمودن ازمیدان جهاد و قذف وتهمت زدن به زنان باعفت . ودر حدیث دیگری که امام بخاری روایت می نماید می فرمایند: ((لَنْ يَزَالَ الْمُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا)) انسان مؤمن همیشه در فسحت دین خود قرار دارد تا زمانیکه مرتکب خون ناحقی نشود. ودر حديث ديگري كه ترمذي روايت مي نماید مي فرمايند: لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ قَتْلِ رَجُلٍ مُسْلِمٍ)). ازبین رفتن دنیا در نزد خدا آسان تر است نسبت به قتل مرد مسلمان . براد ران وخواهرا ن مسلمان! خدا وند جل جلاله براي قاتل انسان مؤمن جزای دنیوی واخروی تعیین نموده است که دردنیا قصاص وکفاره ودیت ودر أخرت طبق فرموده اش در أيه 93 سوره نسا’((وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً)) و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مىگيرد و لعنتش مىكند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است . که چهار عذاب بزرگ در انتظار قاتل ناحق است. ودر حدیثی رسول معظم اسلام می فرمایند : ((لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاءِ وَأَهْلَ الْأَرْضِ اشْتَرَكُوا فِي دَمِ مُؤْمِنٍ لَأَكَبَّهُمْ اللَّهُ فِي النَّارِ)) اگر اهل آسمان وزمین در خون مؤمنی اشتراک دا شته با شند همه را خدابه دوزخ می اندازد. سبحان الله چه جزای بزرگی ورسول معظم اسلام در حجة الوداع بعى ازينكه فرمودند که مال وخون وابروی مسلمان بر مسلمان حرام است، به پیروان خو د دستور اکید دادند که بعد ازمن گردن های یکدیگر را نزنید وخون یکدیگر را نریزید. ((لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْض)). چرا بعضی از ما مسلمانان از دساتیر پیامبر خود سر پیچی می نماییم ودست خودرا به خون برادر مسلمان خود رنگین می سازیم چاره کار در چیست؟ در ایه که اول تلاوت نمودند خداوند تبارك وتعالي می فرماید: در حقيقت كسانى كه گفتند پروردگار ما خداستسپس ايستادگى كردند فرشتگان بر آنان فرود مىآيند [و مىگويند] هان بيم مداريد و غمين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد در زندگى دنيا و در آخرت دوستانتان ماييم و هر چه دلهايتان بخواهد در [بهشت] براى شماست و هر چه خواستار باشيد در آنجا خواهيد داشت روزى آمادهاى از سوى آمرزنده مهربان است. دین استقامت می خواهد واستقامت در دین با اطاعت خدا ورسول است وبس.
در ادامه مطلب: مضمونی تحت عنوان سیاست ومخالفت یهود با امت مسلمه را فراموش نکنید<
اثرات بد معنوی ومادی مواد نشه آور
اثرات بد معنوی ومادی مواد نشه آور
الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون أيها المسلمون يقول سبحانه وتعالى: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿90-91}اى كسانى كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه پليدند [و] از عمل شيطانند پس از آنها دورى گزينيد باشد كه رستگار شويدهمانا شيطان مىخواهد با شراب و قمار ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد پس آيا شما دست برمىداريد.
عن ام سلمة رضی الله عنها نهی رسول الله صلی الله علیه وسلم عن کل مسکر ومفتر :)رواه ابوداود(: پیامبر پزرگوا ر بشریت از هر مست کتدده وسست کننده نهی فرموده اند .
برادرن وخواهران عزيز خود را از این مواد هلاکت کننده دور داشته ودر سایه قران زیست نماید تا صحت درست ودور از مرض وغم داشته باشید.
دین اسلام دین سیادت وآیینی است که برای پیروان خود افتخار وسعادت دنیاواخرت فراهم نموده وهر آنچه سبب زشتی و مشکل آفرینی برای شان گرد ایشان را از آن بر حذر داشته واز آنجمله گناه ومعصیت است زیرا گناه ومعصیت سبب سوق دادن جامعه وا فراد امت بسوی نیستی وهلا کت است وبا ید انسان هم متوجه برین باشد هر آنچه متحمل می شود بر امده از کسب خود اوست چنانچه الله پاک می فرماید:{وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ﴿30شوري30﴾ هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمىگذرد.
۱- روی آوردن به انواع جرایم 2- مبتلا شدن به انواع امراض جسمی و روحی خطرناک 3- فقر و بیکاری و بیروزگاری 4- بدنامی و بی اعتمادی در جامعه 5- سرایت این مرض مهلکه به دیگران 6- وجود بی امنی و بی نظمی در اجتماع 7- ضربه زدن به اقتصاد و حیثیت ملی و منافع کشور 8- دور شدن از دین حق و پیوستن به هوای نفس باطل.
اگر بیایم قرآن را دقیق مطالعه نمایی سبب خروج آدم وحوا از بهشت لغزش وعدم اطاعت ازخدا بود. وغر ق شدن قوم بر اثر نافرمانی از خدا وپیامبر الله بود . وهلاکت قوم عاد وثمود وفرعون وفرعونیان همه بر اثر گناه بود و همه بد بختی های بنی اسرائیل که د رطول تاریخ خود که مور د تهاجم و ذلت قرار گرفته اند باز هم گناه ومعصیت بود ودر این موردرقرأن مي فرمايد: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿اعراف167﴾ و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت اعلام داشت كه تا روز قيامت بر آنان [يهوديان] كسانى را خواهد گماشت كه بديشان عذاب سخت بچشانند آرى پروردگار تو زودكيفر است و همو آمرزنده بسيار مهربان است. وعقو بت گناه ومعصیت هم د ردنیا وهم د رآخرت نتایج مطلوبی نداشته وسبب ذلت وخاری می گردد.در دنیا سبب حرمان رزق و علم ،وحشت وسختی ، محروم شدن از طاعت و از بین رفتن خیر وبرکت شده وسبب قهر وخشم الله بر بند ه می گردد.زیرا رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند ( ان الله یغار وغیرة الله ات یأتی المؤمن ما حرم الله)رواه البخاری. حقیقتا الله جل جلاله صاحب غیرت ا0ست وزمانی قهر خدا به جوش می آید که مؤمن آنچه را الله جل جلاله حرام نموده انجام دهد ومرتکب حرامی گردد.و از انجمله نوشیدن شراب که ام الخبائث است وقمارکه سبب عداوت می گردد . وخدا وپیامبر آنرا حرام معرفی نموده اند ولی متأسفانه د رجامعه شنیده می شود ودیده می شود که بعضی ها مرتکب این دو گناه کبیره می کردند وبعضی ها شراب را وارد وفروش می رسانند در حالیکه رسول معظم اسلام تمام کسانیکه به نحوی د رساخت وخرید وفروش استفاده شراب نقش داشته با شند مورد نفرین ولعنت قرار داده است . ومشاهده می نماییم بنام بخت حساب در بعضی از بانک ها در قمار شرکت می کنند که همه گناه ومعصیت است وبازدهی آن هم در دنیا مشاهده می نماییم که تجاوز، قتل، نا امنی، اختطاف وفقر وبیچارگی است والله می فرماید:أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ و ْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ) نحل45-46-47. آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مىانديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمىزنند عذاب برايشان بيايديا در حال رفت و آمدشان [گريبان] آنان را بگيرد و كارى از دستشان برنيايد يا آنان را در حالى كه وحشتزدهاند فرو گيرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است بناء ای خواننده عزیز ازاین نا فرمانی خدای عز وجل پرهیز کن وبخاطر مال دنیا عزت وزندگی وعیش دنیای ابدی را فراموش مگن وبه فکر ثرمایه اخرت شو تا سعادتمند ی دارین باشی .
در ادامه مطلب: مطلبی تحت عنوات منکرات را فراموش نکنید
چند نصایح از پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم
چند نصایح از پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم
دین نصیحت اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دین سعادت اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
دین فوز اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دین برای دیندار نور اســـــــــــــــــــــــــــــــت
یقین و تصدیق قلبی اصل دین اســــــــــــــــــت عمل کردن پایه های دین اســـــــــــــــــــــــــت
ایمان یقین و باور داشتن اســــــــــــــــــــــــــت ایمان ثمر زندگی اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــت
نظافت جز ایمان اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــت نظافت ثلیقه انسان اســـــــــــــــــــــــــــــــــــت
اسلام سالم ماندن اســــــــــــــــــــــــــــــــــــت اسلام تسلیم شدن اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــت
کلمه طیبه پاکننده انسان اســـــــــــــــــــــــــــت کلمه طیبه داخل شدن به اسلام اســـــــــــــــــت
نماز ســــــــــــــــتون دین اســــــــــــــــــــــــت نماز سبب تقرب جستن به الله (ج) اســـــــــــت
نماز چراغ مومن و سبب روشنی قلب اوســـت نماز دور کننده فقر اســــــــــــــــــــــــــــــــــت
روزه ســــــــــــــــــــــــپر اســـــــــــــــــــــــت روزه شکننده شهوت اســـــــــــــــــــــــــــــــت
روزه سبب نرم شدن قصاوت قلب اســـــــــــت روزه سبب پاک شدن منگ معده اســــــــــــــت
زکـــــــــــــــات پاکی اســــــــــــــــــــــــــــــت زکات برهان اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
صدقه ارامش برای انسان اســـــــــــــــــــــــت صدقه دفع افت اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حیا یکی از شاخه های ایمان اســـــــــــــــــــت حیا سبب بلند شدن مقام انسان اســــــــــــــــــت
حیا سبب عفت انسان اســــــــــــــــــــــــــــــت حیا سبب ارزش انسان اســــــــــــــــــــــــــــت
صبر روشنی و ثمر حتمی اســــــــــــــــــــــت صبر تلخ و سبب لذت زیاد اســــــــــــــــــــــت
علم خزانه معنوی اســـــــــــــــــــــــــــــــــــت علم سبب پیشرفت بشر اســــــــــــــــــــــــــــت
شراب اصل و بیخ گناه اســـــــــــــــــــــــــــت و گناه افت بزرگ بر انسان اســـــــــــــــــــــت
نرمــــــــــــــش از رحمن اســـــــــــــــــــــــت عجله از شیطان اســــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
ابتدا کننده به سلام پاک اســــــــــــــــت از کبر سلام دادن شروع معرفت اســــــــــــــــــــــــت
محبت با دنیا راس همه خطا ها اســـــــــــــــت محبت با اخرت راس تقوا اســــــــــــــــــــــــت
صادق ترین خواب ها خواب صبحگاهی است صادق ترین کلام ها کلام خداوند(ج) اســـــــت
مومـــــن اینه مومن اســـــــــــــــــــــــــــــــت مومن برادر مومن اســـــــــــــــــــــــــــــــــــت
بهترین عمل کم و دوامدار اســـــــــــــــــــــت تنها بودن بهتر از یار بد اســــــــــــــــــــــــــت
حج مقبول پاکی کامل برای حاجی اســـــــــت طاعت مخلوق روا نیست به نا فرمانی از خالق
درادامه مطلب: مطلبی تحت عنوان تقوا چیست را فراموش نکنید
کسب حلال وحرام
کسب حلال وحرام
الحمد لله على نعمه وآلائه والشكر له على توفيقه وإحسانه وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله، وقال الله تبارك و تعالى: هو الذي جعل لكم الأرض ذلولاً فأمشوا في مناكبها وكلوا من رزقه وإليه النشور وقال رسول الله صلي الله عليه وسلم ((وأيما لحم نبت من سحت فالنار أولى به: یقینا بهترین سخن کتاب الله ، وبهترین هدی هدی رسول الله است. وبد ترین امور کارهای نو پیدااست وهر هر کارنوپید _ مخالف باشریعت_ بدعت وهر بدعتی گمراهی وهر گمراهی درآتش است. ای مردم مسلمان !از خدا بترسید وبدانید که همانا خدا چیزها واعمال طیب وپکیزه را ، ازنیات ،اقوال ، احوال ،واعمال راقبول می نماید. ویقنا مالی که از راه حلا ل کسب شود ودر راه خدا نفقه شود وسیله رضایت اوست .مال جمع شده از راههای نا مشروع پاک نیست ونفقه وخرچ آن مورد قبول الله تبارک وتعالی قرا رنمی گیرد . امام احمد از عن ابن مسعود رضي الله عنه روايت می نمايدكه: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((إن الله قسم بينكم أخلاقكم كما قسم بينكم أرزاقكم وإن الله يعطي الدنيا من يحب ومن لايحب ولايعطي الدين إلا من يحب فمن أعطاه الله الدين فقد أحبه لا والذي نفسي بيده لايسلم أو لايسلم عبد حتى يسلم أو يسلم قلبه ولسانه ولا يؤمن حتى يأمن جاره بوائقه قالوا: وما بوائقه؟ قال: غشمه وظلمه ولا يكسب عبد مالاً حراماً فيتصدق به فيقبل منه ولا ينفق فيبارك فيه ولا يتركه خلف ظهره إلا كان زاده إلى النار إن الله لا يمحوا السيء بالسيء ولكن يمحوا السيء بالحسن إن الخبيث لا يمحوا الخبيث)). خدا وند جل جلاله همچو که اخلاق شمار ادر ميان شما تقسيم نموده رزق وروزی شما را نیز تقسیم نموداست . ود نیا را خدابه آنکه دوست داشته ویا نداشته اعطی نموده . ودین را به کسانی اعطا کرده که مورد محیت اوقرار دارند. قسم بذاتی که روحم به ید بلاکیف اوست مسلمان وتسلیم امر خدانیست کسی که قلب وزبان اوسالم ویا تسلیم امر خدانباشد . ومؤمن نیست کسیکه همسایه او از بوائقش در امان نباشد .پرسیدن بوائق چیست فرمودند : غشم وظلم وخیانت . وبنده ای مال حرامی را کسب نمی نماید .سپس آن راصدقه دهد ومورد قبول بارگاه الهی قرا گیرد ودر نفقه آن برکت نیست ووانچه به عنوان متروکه باقی ماند برای میراث برانش سبب ازیاد عذاب جهنم بر وی می گردد .یقنا الله جل جلاله بدی را با بدی محوننموده وزشتی را با زشتی دور نمی گرداند مگر زسیآت را با حسنات محو ساخته وخبیث در کننده خباثت نیست.
بردران مسلمان درین حدیث موعظه بلیغه وپند برای پند پذیران است . که دنیا را خدا به برای مؤمنین وکفار ونیکوکار وبدکار می دهد اما دین واستقامت در راه خدا را برای نمی دهد مگر برای کسانیکه ایشان را دوست دارد . واین وسیله سنجش برای تو مسلمان است که ببنید که خدا تور ا دوست داشته یا نداشته . واین را هم متوجه باش که کسب حرام خسران وزیان دنیا وآخرت رات به همراه دارد زیرا تصدق از حرام قابل قبول الله نیست ومال حرام با ردوش آخرت می باشد وهیچ فابده برای انسان ندارد زیرا اکتساب از راه حرا راه عذاب را به انسان باز می نماید: زیرا رسول معظم اسلام می فرمایند : ((وأيما لحم نبت من سحت فالنار أولى به)) هر گوشتی که از حرام رشد نماید عذاب جهنم به او سزاوار تر است . ومی فرمایند: ((من غشنا فليس منا))کسیکه باغش وخیانت ملی را به دست آورد از ما –مسلمانان-نیست.ودرحدیث دیگری می فرمایند: ((ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا ينظر إليهم ولا يزكيهم ولهم عذاب أليم ثلاثاً، قال أبو ذر: خابوا وخسروا يا رسول الله من هم؟ فقال: المسبل والمنان والمنفق سلعته بالحلف والكذب)) [مسلم].سه گروه در روز قيامت خدابا اشان سخن نمي زند وبه نظر رحمت بر ایشان نمی بيند وايشان را تزکیه نمی کند وبایشان عذاب الیمی است . حضرت ابوذر رضی الله عنه پرسید این زیانگاران کی هستند ؟ ی ارسول الله !فرمودند : مسبل ازار- کسیکه از جهت تکبر لباسش به زمین کشیده شود- ومنان – کسیکه که بواسطه کاری که کردهبر دیگران منت می گذارد- وکسی که کالایش را با قسم دروغ به رواج می اندازد. ودر باره شعبه دیکر حرام که ربا است می فرمایند: ((لعن رسول الله آكل الربا ومكله وكاتبه وشاهديه وقال: هم سواء))، رسولالله لعنت نموده خورنده وآورندهوشاهد وکاتب ربا - سود- را وهمه دست اندر کاران شرکت ها وبنگاهای ربوی در گناه باهم برابراند.
ای مسلمانان ! در ین زمان کسانی یافت می شوند وقتی مال رادر مسلمان خورا با فریب می خورند خوشحال می شوند واین را زیرگی واز ذکاوت خود می دانند. وبرای مهم نیست که حلا لاتست یا حرام ومهم این استکه چیزی به دست شان بیفتد اینان خوف ازخدا وعذاب الله وقبولی دعای وظلوم را فراموش نمودند . این را بدانید که حکم رئیس دولت ومحاکم ثلاثه حرام را به مما حلا ل نمی سازد. ورسول خدا تبارک وتعال ی نسبت به دوکسی که با هم در نزد مبارک دعوی داشتند فرمودند: ((إنما أنا بشر وإنكم تختصمون إلي ولعل بعضكم أن يكون ألحن بحجته من بعض فأقضي له بنحو ما أسمع فمن قضيت له من حق أخيه شيئاً فلا يأخذه فإنما أقطع له قطعة من النار)) یقینا من هم بشرم وشما د رنزد من مخاصمه می نمایید وشاید بعضی از شما به دلیل آوردن خود بلیغ تر باشد وبهتر حرف بزند ومن به آنچه شنیدم حکم نمایم پس کسیکه من از حق برادرمسلمانش به وی حکم نمودم انرا نگیرد زیرا قطعه از عذاب جهنم را بروی جدا نمودم. والله پاک می فرماید : {وأنه لايخفى على الله شيء في الأرض ولا في السماء فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره ومن يعمل مثقال ذرة شراً يره }وبر خدا چيزی در زمين وآسمان پو شیده نیست . وکسیکه به اندازه یک ذره عمل خیری را انجام دهد ویا به اندازه یک ذره کار شری را انجام دهد در پیشگاه خدا گم شدنی نیست وثواب وجزایش را می بیند.
اللهم اكفنا بحلالك عن حرامك واغننا بفضلك عمن سواك واجعل لنا من كل هم فرجاً ومن كل ضيق مخرجاً، اللهم لا تجعل الدنيا أكبر همنا ولا مبلغ علمنا ولا إلى النار مصيرنا اللهم ارزقنا خوفك ورجاءك وانزع حب الدنيا من قلوبنا واجعلنا أغنى خلقك بك وأفقر عبادك إليك، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم فاستغفروه وتوبوا إليه إنه هو الغفور الرحيم.
در ادامه مطلب: مطلبی در مورد ربا وسود حرام را فراموش نکنید
درسهای ازبنای پنجم اسلام مناسک حج
درسهای ازبنای پنجم اسلام مناسک حج
الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالىوَأَذّن فِى لنَّاسِ بِلْحَجّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلّ فَجّ عَميِقٍ لّيَشْهَدُواْ مَـٰفِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُواْ سْمَ للَّهِ فِى أَيَّامٍ مَّعْلُومَـٰتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مّن بَهِيمَةِ لاْنْعَامِ فَكُلُواْ مِنْهَا وَأَطْعِمُواْ لْبَائِسَ لْفَقِيرَ ثُمَّ لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُواْ نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُواْ بِلْبَيْتِ لْعَتِيقِ [الحج:27-29]. عن أبي هريرة رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال:العمرة إلى العمرة كفارة لما بينهما، والحج المبرور ليس له جزاء إلا الجنة
برادران وخواهران ما جهت ادای فريضه حج که رکن واساس پنجم دين ما است عازم سرزمين مهبط وحی می روند جای این است که کوشه های از فضايل اين رکن بزرگ اسلام را ياد آور ی نمايم در آيه که ذکر شد الله پاک می فرمايد : مردم به حج فرا خوان تا پياده يا سواره بر شتران لاغر از راه های دور نزد تو بيايند تا منافعی که از آن آنان است ببينند ونام خدا را در روز های معين به هنگام ذبح حيواناتی که رزق أنها ساخته ، ياد نمايند . پس از آنها بخوريد وبينوايان وفقير ران نيز اطعام نماييد .سپس چرک را از خوددور کنند ونذر های خويش را ادا کنند وبر آن خانه عتيق طواف کنند. ودر حديث خواند ه شده رسول معظم اسلام می فرمايند: يک عمره تا عمره ديگر کفاره گناهان بين آنها است و مزد وپاداش حج مبرور جز بهشت چيز ديگر نيست . حسن بصری رحمه الله می فرمايد : نشانه حج مبرور اينست که حاجي زاهد وتر ک کننده دنيا ورغبت به آخرت داشته باشد . وحج از افضل ترين عبادات است که بنده بوسيله آن تقرب به خدا می نمايد امام بخاری حديثی از ابی هريره روايت می نمايد که از رسول کريم صلي الله عليه وسلم پر سيده شد که کدام عمل افضل است ؟ فرمودند: ((إيمان بالله ورسوله))، گفته شد بعد آزآن چيست ؟ فرمودند: ((الجهاد في سبيل الله))، گفته شد بعد آزآن چيست ؟ فرمودند: ((حج مبرور)).و امام مسلم از حضرت عمروبن عاص رضی الله عنه روايت می فرمايد . وقتی خدا نور اسلام را در قلب من انداخت آمدم خدمت نبی کريم صلي الله عليه وسلم، کفتم دست خودرا جهت بيعت به من بدهيد . دست خودرا دراز نمودند من دست خود را جمع کردم. فرمودند: چه شد تورا ای عمرو؟گفتم :می خواهم شرط بگذارم :(تشترط بماذا)فرمودند: شرط بگذار به آنچه می خواهی گفتم اينکه بر من آمرزيده شود ، قال: (أما علمت أن الإسلام يهدم ما قبله، وأن الهجرة تهدم ما كان قبلها، وأن الحج يهدم ماقبله ) فرمودند: آيا نمی دانی با اسلام آوردن همه گناهان مورد عفو قرار می گيرد . وهجرت وسيله عفو گناهان ماقبل خودمی شود و حج نمودن وسيله عفو گناهان ماقبل می شود.قال رسول الله
: ((الحجاج والعمار وفد الله، إن دعوة أجابهم، وإن استغفروه غفر لهم))، وفي رواية لأبي هريرة رضي الله عنه قال رسول الله
: ((يُغفر للحاج ولمن استغفر له الحاج)).ودر حديث ديگر فرمودند: حجاج وعمره گننده گان مهمانان خدايند اگر دعا نمايند مورد اجابت قرا می گيرد واگر طلب مغفرت نمايند آمرزيده می شوند. ودر روايت ديگری فرمودند: برای حاجی وبرای کسيکه حاجی طلب مغفرت نمايد آمرزيده می شود .بهر صورت حج مدر سه بزر گی برای تربيت و اطاعت از خدا است که هر عملش نشانه عبوديت بتده به حضور باری تعالی است که برای بنده خودچگونگی اطاعت نمودن را می آموزد که از جمله اهداف مهم آن می توان اين هارا نام برد .
1-امتثال اوامر الهی: يكي از دست آور دهای مهم حج اطاعت از فرامين الهی است که انسان مؤمن حاضر است جان ومال خود را صرف نمايد تا که بتواند رضايت حضرت حق را بدست بياورد .ووسيله چنگ زدن به ريسمان الهی است چنانچه الله جل جلاله می فرمايد: وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ[لقمان:22].هر که روی خويش به خدا کند ونيکو کار باشد هر آيينه به دستگيره استواری چنگ زده است .
۲- پيروی از ملت ابراهيم عليه السلام :حضرت ابراهيم عليه السلام شخصيتی که همه چيز را به خاطر توحيد تر ک کرد ود رمقابل نيمرود ونيمروديان ايستاد واز تمام اقوام مشرک خود اعلان برائت نمودتا اينکه پايگاه توحيد را به امر الله به کمک يگانه پسرخود سيدنا اسماعيل ساخت واعلا م عمومی به حج نمود والله جل جلاله او را به عنوا ن الگو معرفی می دارد. قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْرٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُ [الممتحنة:4]ابراهيم وکسانيکه با اوبودند برای تان نيکو مقتدايی بودند.
3-ار تباط به مهبط وحی: با رفتن به حج ار تباط انسان مؤمن را به محبط وحی بيشتر بر قرار می سازد زيرا هر قسمت از سرزمين حرمين شرفين ياد اور خاطرات رسول معظم اسلام ونزول ايات روحپرور قرآنکريم می باشد . وخاطره جانفشانی اصحاب معظم رسول مقبول می باشد.
4-اعلان عملی بر مساوات بين همه افراد مؤمنين : يکی از دست آورد های مهم حج نشان دادن وحدت امت مسلمه است تا که به همه فهمانده شود که در اسلام هيچ کس برکس بر تري جؤ به تقوي ندارد. إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عَندَ ٱللَّهِ أَتْقَـٰكُمْ
[الحجرات:13]، وبيانگر ايست که براي همه چه مقيم وچه غريب يکسان است.
سَوَاء ٱلْعَـٰكِفُ فِيهِ وَٱلْبَادِ
[الحج:25].
5- ايجاد کننده روحيه تعاون :حج برای امت مسلمه روحيه همکاری وتعاون را بر امت اسلامی بوجود می اورد . چنانچه مشخص است که همه حجاج با هم در اجرای مناسک حج همکا ربود ه وبا اين روحيه عازم سرزمين خويش می شوندزيرا فرمان خدای شان است که مي فرمايد:
وَتَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلْبرِ وَٱلتَّقْوَىٰ وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى ٱلإِثْمِ وَٱلْعُدْوَانِ
[المائدة:2]، ودرنيکوکاری وپرهيز همکاری نماييدنه د رگناه وتجاوز.
6- گردهمايی بزرگ توحيدی ونشانه وحدت امت اسلامی: حج به عنوان کانفرانس نمايندگان همه امت مسلمه و اجتماع در يک مهور توحيد ويگانه پرستی و نمايش وحدت شان است تا در ين کانفرانس بزرک عبادی سیاسی بیزاری خود را از همه طاغوتیان اعلام داشته ورا ه کا رهای عملی برای شکوفايی ورستگاری خود را بيابند وبا اعلان اينکه ما امت واحديم و خدا را عبادت می کنيم بر همه زور گويان تاريخ پشت نمايند.در حاليکه از پروردگار توانا استدعا اين را دارم که نصيب امت مسلمه حج با روح ابراهيمی را نموده حج حجاج امت مسلمه حج مبرور بگرداند بمنه وکرمه
أسأل الله أن يثبِّتني وإياكم على صراطه المستقيم، وأن لا يزيغ قلوبنا بعد إذ هدانا، وأن يحيِيَنا مسلمين ويميتَنا مسلمين ويلحِقَنا بالصالحين، غيرَ خزايا ولا مفتونين، إنّه أرحمُ الراحمين وأكرم الأكرمين.اللهم اجعل خیر اعمالنا اواخرها وخير اعمالنا خواتيمها وخير ايامنا يوما نلقيک فيه .اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.
اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين.أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.
)تهیه شده توسط مولوی مهرالله( احدی) خادم دین رسوالله صلی الله علیه وسلم(
در ادامه مطلب مطلبی تحت عنوان ) جهاد وتجلیل از روز نوروز( را فراموش نکنید
علت مرض ایدز چیست که جهان از این مرض رنج میبرند
علت مرض ایدز چیست که جهان از این مرض رنج میبرند
قال تعالى(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ)انفال24-25 وعن عبد الله ابن عمر رضی الله عنهما قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم لم تظهر الفاحشة فی قوم حتی یعلنو ا بها الا فشا فیهم الطاعون والاوجاع التی لم تکن مضت فی اسلافهم رواه ابن ماجه
پر بزرگترین نعمت الهی که مارا مزین به زینت آن (ایمان) نموده است شگر گزار بوده وباید قدر این دین قویم که رحمت وحکمت و جامع همه خوبی ها واصلاح خلق خدا، وپیروی ازآن انسان را به آرمانهای بلند ش می رساند، بدانیم . وهمیش ابعاد گونا گون اعمال خودرا سنجیده واز بدی هابسوی او با ز گردیم تا مورد غضبش قرار نگرفته از رحمت وفضل بیشتری بر خوردار گردیم . زیرا خدا جل جلاله انسان را طوری آ فریده که توان انجام اعمال صالحه را هم دارد هم می تواند پیروی از شیطان وطاغوت نماید ومرتکب کارهای نا پسند گردد.وخدا ند متعال می فرماید: إن سعيكم لشتى
[الليل:4] یعنی حاصل کوشش های شما متفاوت است. وبرای اینکه انسان نتواند در میدا ن حشر بر خدا اعتراض کند برای رهنماییش از جنس خود او وهمچو ن خود او انسانهای را به عوان پیامبران خودبر گزیده وبر رسالت ونبوت خود برای رساندن پیام های خویش که رهنمای همه خوبی های بشر است فرستاد . وباز هم بر کسانیکه مرتکب فسادی شوند جرایمی در د نیا و آخرت مشخص نمود تا انسانی که ایمان به روز آخرت دارد امنیت و آسایش خود ودیگران مختل ننماید وتاجامعه انسانیت در صلح وصفا به سر برند. لذا برای دزدان قطع دست وبرای قطاع الطریقان قطع یک دست ویک پا وبرای کسیکه بر مرد ویا زن پاک دامنی تهمت بربندد هشتاد ضربه دره یا شلاق وبرای شراب خور ماده که رسول الله صلی الله علیه وسلم ام الخبائثش خواندند ، دره را تعیین نموده است. اما جریمه فساد اخلاقی را برای محصن( عبارت ازن ویا مردی بالغی است که وطی به نکاح صحیح نموده باشد) سنکسار وبرای غیر محصن یکصد ضربه دره راتعیین نموده است . ظاهرا مجازات سخت وسنگینی است . چرا ؟ دلیلش این است که فساد اخلاق یعنی زنا بر علاوه که جرم شرعی است ایجاد گر بزرگترین جرایم و بد بختی در جامعه است .بردرا وخواهران عزیز وقتی زنا بافرج چنین حدی را به دنبال دارند بدانید که رسول خدا زنا های دیگری نیز معرفی نموده اند که موجب گناه ومعصیت است وفرمودند: العينان زناهما النظر، والأذنان زناهما الاستماع، واللسان زناه الكلام، واليد زناها البطش، والرجل زناها الخطى، والقلب يهوى ويتمنى)رواه مسلم- چشم انسان هم زنا می کند وزنا آن نظر است ( به سوی نامحرم) وزنای گوشها شنیدن (صدای نامحرمان است) وزبان زنایش سخن زدن( با نامحرم) است و زنا دست لمس کردن( نامحرم) است وزنای پا راه رفتن( به دنبال نامحرم) است وقلب آ رزو وتمنا می نماید.لذا در قرآنکریم در آیه 32 سوره اسراء می فر ماید:( وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً) یعنی به زنا نزدیک نشوید .زنا، کار زشت وشیوه ناپسند است. در آ یه که در اول تلا وت شد خداوند پاک می فرماید:ای کسانیکه ایمان آورده اید ، چون خدا وپیامبرش شمارا به چیزی فرا خوانند که زندگیتان می بخشد دعوتش راباسر تن اجابت نمایید وبدانید که خدا میان آدمی وقلبش حایل است وهمه به پیشگاه او گرد آورده شوید .وبتر سید از فتنه ای که تنها ستمکارا نتان را در بر نخواهد گرفت وبدانید که به خدا به سختی عقوبت می کند. وقتی در مفهوم آیه متبرکه متوجه شویم مارا به چند موضوع عمده متوجه می سازد .اول: اجابت خدا پیامبرش . دوم: حایل بودن الله بین بنده وقلبش. سوم : تر س ازفتنه .چهارم : تنها ستمگران وفتنه گران مورد عذاب قرار نمی گیرند . پنجم عذاب سخت الهی. که هدفم زیاد تر روی فتنه است که وقتی جلو فتنه گرفته نشود عذابی که آن فتنه به دنبال دارد شامل همه افراد بشر می شود.چنانچه امر وز من و شما شاهد بوجود آمدن ویروس ایدز هستیم که تقریبا همه جا رسیده وقتی علل بوجود آمدنش را جستجو می نماییم می بنیم وقتی در سال 1981م اولین بار شنا سایی می شود در میان افراد همجنس باز در آمریکا است که همه قبل از این عمل زشت سالم وصحتمند بو دند. ورسول کریم صلی الله علی وسلم در حدیثی که در ابتدای بیان شد می فرمایند:هر گز در میان قوم فاحشه گری بوجودنمی آید تا اینکه آشکارا بدان می پردازند مگر اینکه در میان ایشان مرض طاعون وامراضی که در میان اسلاف وگذشته گان شان شان نبوده ، بوجود می آید . که به حق بنا پیشگویی رسول معظم اسلام صلی الله علیه سلم مرض ایدز یکی ازان امراض است . که طبق آماری که سازمان ملل داده است 5/39ملیون نفر بدین مرض کشنده که سیستم دفاعی بدن را از بین میبرد مصاب بوده و9/2نفر در سال جاری از بین برده و در سال روان3/4ملیون نفر بدان مبتلا گردیدند ودر آسیای شرقی واروپای شرقی وآسیای مرکزی بارز تر بوده است .اگر چه راه اصلی آن از عمل زشت زنا ولواط بوجود آمده امروز به نا به فرموده الهی که عذاب تنها به فتنه گران نمی رسد حتی اطفال را هم در بر گرفته است زیرا از پدر ومادری متولد شدن که حامل این مکروب بودند . لذا برما است که خود وجوانان وخانواده خود را از همه زشتی محافظه نماییم تا مرد خشم خدای تعالی قرا ر نگرفته که عذاب الهی که آمد شامل همه می شود . واسلام دور ساختن عامل این مکروب وحشت زا را از جامعه با سنکسار ودره دور می سازد . که اگر بدان عمال می شد امروز ما شاهد چنین مر ض وحشتناکی نمی بودیم به هر صورت وظیفه جلوگیر از کسترش فساد اخلاقی است ومنکرات است که هر کدام باید به اندازه قدر ت خود در مقابل منکرات مبارزه نماییم تا خود وهمه عزیزان خود را از عذاب دنیوی واخروی به فضل ومرحمت الهی حفظ نماییم . واگر همچنین درباره کارهای خلاف عفت و فحشاء که تبلیغ ورواج دا ه می شود فکر سردمداران نظام های اسلامی ننماییند وپیروی از دین را بیشتر سر لوحه کار خود قرار ندهند این را بدانیم ویقین داشته با شیم که طبق فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم اگر روزی واکسن مرض ایدز هم کشف شود واز گسترش آن جلو گیری شود خدا مرض دیگری را بو جود خواهد آورد . تا انسان به خودآید که راه نجات با اطاعت ازخد ا و پیامبر معظم اسلام است وبس. وخدا جل جلا له می فرماید:
والذين يمسكون بالكتاب وأقاموا الصلاة إنا لا نضيع أجر المصلحين
[الأعراف:170]آنانکه به کتب خدا تمسک می جویند ونماز می گزارند بدانند که پاداش نیکو کاران را تباه نمی سازیم.
)تهیه شده توسط مولوی مهرالله( احدی) خادم دین رسوالله صلی الله علیه وسلم(
ادامه مطلب را فراموش مکن )دوری از امراض باطنی (
اثرات گناه ومعصیت
اثرات گناه ومعصیت درزندگی انسان
الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
[النحل:112]. فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا
[النساء:160]. روى أحمد عن ثوبان – رضي الله عنه :إن الرجل ليحرم الرزق بالذنب يصيبه ) وفي الحديث الآخر: )الذنوب تنقص العمر(
با سپاس ذات بی همتارا که بر ما توفیق عنایت فرموده است تا اینک ما موضوات اسلامی خود را درج انترنت نمایم تا جامعه امت مسلمه از ان استفاده نمایند بناء میخواهیم پیرامون اثرات سوء گناه در جامعه بطور خلا صه مسایلی را تذکر می دهم الله جل جلاله درآیات ذکر شده می فرماید:خدا قریه را که امن وآرام بود ،روزی مردمش به فراوانی از هر جا می رسید ، اماکفران نعمت خدا کردندوخدا به کیفر اعمالشان به گرسنگی وحشت مبتلا یشان ساخت.(نحل 112) ودر آیه دومی می فرماید :وبه کیفر ستمی که یهودان روا داشتند وانصراف بسیار شان از راه خدا ،آن چیز های پاکیزه راکه بر آنها حلال بود ،حرام کردیم . باتوجه به آیات تلاوت شده دانسته می شود که انسانها به نسبت نافر مانی شان از دساتیر الهی مورد ابتلای خدا قرار گرفته تا اینکه متوجه به معصیت وگناه خویش شوند و رجوع به سوی خدا نمایند. بلی وقتی الله جل جلا له مثال قریه را مطرح میکند که در آرامش بسر میبرند و از انواع واقسام نعمات الهی بر خودار بودند اما به علت ناسپاسی نعمات الهی بر آنها کم شد که مفسرین می فرمایند که مرا دازین قریه شهر مکه است که مردم آنجا در اوایل مشمول نعمت امنیت وآرامش وبر خوردا از انواع نعمات زندگی بودند وبعد از بعثت نبی کریم صلی الله علیه وسلم اکثر شان به خدا ایمان نیاورده بنا ً مورد خشم الهی قرار گر فتند تا اینکه رسول ال صلی الله علیه وسلم مهاجر شده وخدا وند جل جلا له امنیت شان را از ایشان گرفت وبر ایشان قحط سالی بوجود آمد وزندگی بر ایشان چنان تنک شد که استخوان ها ی پوسیده مرده هارا گوبیده ومی خوردند .وهمچنین بنی اسرایل به علت عدم اطاعت مورد خشم الهی قرا گرفتند . لذا یکی از آثار سوء گناه ایجاد نا امنی و گرسنکی در جامعه است چنانچه رسول الله صل الله علیه وسلم می فرمایند : همانا مرد بواسطه انجام گناه از رزق محروم می شود ودر حدیث دیگر می فرمایند که عمرش کم می شود . واثر دیگر گناه محروم ماندن از رزق روزی است وکم شدن عمر انسان . وشومی معصیت در خشکه وآب تأثیر منفی خودرا هم بجا می گذارد چنانچه الله جل جلاله می فرماید : ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
[الروم:41].به سبب اعمال مردم فساد در خشکی ودر یا آشکا را شد تا به آنان جزای بعضی از کار های شان را بچشاند ، تا باشد که باز گر دند. ونیز رسول خدا نسبت به اثر گناه در شخصیت انسان می فرمایند:. عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي
قال: ((إن العبد إذا أذنب ذنباً نكتت في قلبه نكتة سوداء، فإن تاب ونزع واستغفر صقل قلبه. وإن عاد زادت حتى تعلو قلبه، فذلك الران الذي ذكر الله في القرآن:كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
[المطففين:14]. همانا زمانی که بنده ای گناهی را مر تکب می شود در قلب آن نکته سیاهی بوجود می آید .پس اگر توبه کرد وگناه را ازخود دور ساخت وطلب مغفرت نمود قلبش صیقل خورده وپاک می شود . واگر باز کردد در انجام معصیت تما قلبش سیاه شده این سیاهی همان زنگی است که الله جل جلاله در قرآن ذکر نموده که((حقا کارهای که نموده اند بسبب زنگ دلهای شان شده )) ای بند گان خدا بدانید که گناه به دوش انجام دهنده آن است تا ینکه توبه نماید ویا اینکه آثار وزشتی آن به وی می رسد وحضرت أبو الدرداء رضي الله عنه می فرماید : البر لا يبلى والإثم لا ينسى.نیکو کاری از بین نمی رود وگناه به فراموشی سپرده نمی شود .حضرت فضیل عیاض می فرماید : من هیچ گناه یرا مرتکب نشدم مکر اینکه اثر آن را در خلق همسر م و روش دابه خود یا فتم . وبزرگ دیگری می فرماید :وقتی کسی گناهی را انجام می دهد از قیام شب محروم می شود . وامام ثوری می فرماید بواسطه ارتکاب گناهی پنج ماه از قیام شب محروم گشتم وبعضی از سلف فرمودند : خوردن لقمه حرام مانع قیام شب است ونظر به حرام مانع خوااندن قرآن می گردد. ببنید که سلف صالح مان چه قدر متوجه اعمال خود بو دند . وبا خود محاسبه می نمود ند . که چرا ما نتوا نستیم فلان اعمل خیر را انجام دهیم تا علتش را در کدام ارتکابی مییا فتند لذ بر هر انسان مؤ من است که همیشه باخود محاسبه نماید تا اینکه متوجه بزه کاری های خویش شده ورجوع به طرف الله نماید. وبا رجوع وطلب مغفرت از الله است که انسان شامل فضل ورحمت الهی قرا خواهد گرفت وراه نجات ما هم رجوع به الله تعالی است و دیگر چاره هم نیست اگر میخواهیم مورد رحمت او ودر امنیت وآسایش بسر بریم زیرا مؤمن عاقل خود را از گناه ، واهل گناه ومعصیت را ازخود دور نگه دا شته تا اینکه شومی آنها به وی نرسد وخدای تعالی می فرماید که نوح علیه السلام برا ی قومش گفت: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا
يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا
وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا
[نوح:10-12].سپس گفتم:از پر وردگار تان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان برای تان پی در پی باران بفرستد وشمارا به اموال وفرزندان تان مدد کند وبرای تان بستانها ونهر ها بیا فریند . وودر حدیثی که أبي هريرة رضي الله عنه روایت مینماید رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: أن رجلاً أذنب ذنباً فقال: أي رب! أذنبت ذنباً. أو قال: عملت عملاً، فاغفر لي، فقال تبارك وتعالى: عبدي عمل ذنباً، فعلم أن له رباً يغفر الذنب. قد غفرت لعبدي متفق عليه. همان مردی گناهی را مرتکب می شود .پس می گوید بار الها گنهی را انجام دادم یا میگوید عملی را مر تکب شدم پس مرا عفو نما ، پس خدای تعالی می فرماید : بنده ام گناهی را انجام داده و دانسته که برای او خدایی است که گناه را عفو می نماید . بتحقیق بنده ام را بخشیدم .در اخیر با ید گفت که رجوع بخدا واقرار بر مغفرت راه چاره همه کسانی است که مر تکب گناه شده اند واوست بخشنده ومهربان.
بنده همان به که عذر زتقصیر خویش بدر گاهی خدای آورد .
اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاه
درادامه مطلب: اثرات سوه ترک کنندهگان نماز را فراموش نکید
اسباب ضعف ایمان وراهاي علاج آن
اسباب ضعف ایمان وراهاي علاج آن
أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالی يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [آل عمران: 102]. روى الحاكم في مستدركه والطبراني في معجمه عن النبي صلي الله عليه وسلم أنه قال: ((إن الإيمان ليخلق في جوف أحدكم كما يخلق الثوب، فأسالوا الله أن يجدد الإيمان في قلوبكم.
برادرن وخواهران عزيز برمعنویت به اندیشید زیرا معنویت اصل سرمایه شماست که در اخرت در بیش روی شما میاید وشما را از مشکلات بزرگ خلاص میسازد وبر سوی بهشت سوق میدهدومعنویت در عبادت الله است بناء
در آیه کذشته الله جل جلاله می فرماید ای کسانیکه ایمان آورده اید آنچنان که شایسته تقوی از خدااست از او بترسید وجز در مسلمانی نمیرید.ودر حدیثی بالا رسول معظم اسلام می فرمایندایمان درجوف هر یک ازشما کهنه می شود مثلیکه لباس کهنه می گرد پس از خدا بخواهید که ایمان را در قلوب شما تجدیدنماید بحث در این جا ماپیرامون اسباب ضعف ایمان وراهای علاج آن می باشد اگرچه بچنین سطراندکی تمام ابعادآن حتی فهرست وار هم اشاره کرده نمیشود لذا از موارد راتذکره می دهیم. علمای تربیت وتزکیه اسلامی برخی ازنشانه ضعف ایمان را چنین بیان می دارند:1-وقوع در معاصی وارتکاب محرمات 2-احساس قساوت قلب 3- تداوم ندادن بر عبادات4- تنبلی وتکاسل بر عبادت 5- عدم تأثر از آیات قرآن 6- غافل بودن از ذکر خدا.7- در وقت مشاهداه محرمات برغضب نشدن 8- بخل کینه وحسادت9- به آنچه می گوید عمل نکردن 10- حقیر شمردن معروف 11- بی توجهی به امر ومشکلات امت مسلمه 12- ودنیاطلبی 13-انتخاب ننمودن قدوه وپیشوای صالح ودوست وهمنشین صحیح برای خود.برادران وخواهران مسلمان وقتی دقیقا باخود بیاندیشیم متوجه می گردیم که اکثرموارد فوق دربعضی از ما مسلمانان موجود می باشد وهمین است که آن بشاشت ونوری که ایمان اصحاب رسول الله وبزرگان دین داشتند ما نداریم ودشمنان اسلام بر ما تسلط یافتند وما شاهد بسا مشکلات در سرزمینهای امت مسلمه می باشیم امروز بسیاری از مامسلمانان مرتکب انواع واقسام معاصی بوده وقساوت قلبی داریم ورحم وشفقت از میان رخت بربسته وبایکدیگر کینه وحسادت داریم وبه آنچه بر یکدیگر میگوییم عمل نمی نماییم در حالیکه الله جل جلاله می فرماید ( لم تقولون مالا تفعلون) چرا به آنچه می گویید عمل نمی نمایید امروز برادران وخواهران مسلمان ما در نقاط مختلف دنیا مورد تجاوز قرار می گیریم ما ندای (یا للمسلمین) شان را می شنویم وبسیاری ازما ازخود عکس العملی نشان نمی دهیم د رحالیکه رسول معظم اسلام می فرمایند کسیکه ندای فریادرسی مسلمانی رامی شنودوبه آن پاسخ نمیدهد مسلمان نیست وبه دساتیر خدا ورسولش کم توجهی می نماییم وزیادتر هم وغم ما دنیا شده است نه دنیایی در خدمت دعوت وپیشرفت دین بلکه افزون طلبی وچشم وهم چشمی دنیای که وسیله فتنه است ورسول معظم اسلام می فرمایند:((إن لكل أمة فتنة، وفتنة أمتي المال)) رواه الترمذي ونداشتن وانتخاب ننمودن رهبر صالح اینعوامل سبب ضعف ایمان ماگردیده وسبب خواری وذلت ما در جهان معاصرشده است. وراه نجات ما وتقویت بخشیدن به ایمان همانا اطاعت از خدا ورسولش می باشد وراهای مهم رسیدن به این مهم عبارت است از :
1- اتصال به قرآن وتدبر بر آیات آن: زیرا خداوند جل جلاله می فرماید:(وَنُنَزِّلُ مِنْ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ) [الإسراء: 82]. وبا این قران چیزیکه برمؤمنان شفا ورحمت است نازل می کنیم. قرآن شفا دهنده همه دردهاست زمانیکه بدان چنک زده شودوبه آن عمل شود وقران برای عمل واطاعت نازل شده نه تنهابر اینکه ازوی به عنوان یک شیئ متبرک استفاده گردد همانطوریکه باذن الله سبب شفا امراض جسمی است همانطور شفا بخش امراض معنوی است چنانکه سبب هدایت بسا جاهلان از خدا بی خبروپیروان روشهای وایده های مزخرف گردید که از ان مردم جاهل افرادی راساخت که سب امن وآسایش ونجات بساامت ها گردیدند. لذا توسل به قرآن باعمل کردن به قرآن یکی از راهای قوت بخشیدن به ایمان مااست که با تدبر به مفاهیم والای آن می شود را ه نجات خودودیگران را جستجو کرد.
2-تشکیل حلقه های ذکر ویاد خدا : یکی دیگر از کارهایی که سبب تقویت ایمان میگردد تشکیل حلقه تعلیم وتعلم ویاد خدا است که خواه باذکر خدا وترجمه وتفسیر قرآن واحادیث وسیرت نبوی واحکام ومسایل فقهی باشد زیرا رسول معظم اسلام می فرمایند : ((لا يقعد قوم يذكرون الله إلا حفتهم الملائكة، وغشيتهم الرحمة، ونزلت عليهم السكينة، وذكرهم الله فيمن عنده)) صحيح مسلم. نمی شینندگروهی که ذکرخدا را بمایند مگر اینکه ملا ئکه این ها رامی پوشانندوبراینها رحمت وآرامش وسکینه نازل می گردد وخداوند ایشانرا درنزد کسانی که در نزداویند یاد میکند. ودلیل دیگری که برفضیلت ذکر ویاد خداست که ایمان راتقویت می بخشد حدیثی است که امام مسلم رحمه الله در صحیح خوداز حضرت حنظله اسدی رضی الله عنه روایت می نماید که فرمود: حضرت ابوبکر رضی الله عنه با من ملاقات نمود .گفت چطوری ای حنظله؟ میگوید . درجواب گفتم :حنظله منافق شده است .گفت سبحان الله چه می گویی؟گفتم : وقتی ما در نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم قرار داریم . وقتی از بهشت ودوزخ حرف می زنند مثل این است که به چشم سر خود ببینیم وقتی از حضور مبارک رخصت می شویم مارا زن واولاد به خود مشغول می سازد . وزیاد فراموش میکنیم .حضرت ابوبکر رضی الله عنه فرمود : قسم به خداکه که ما چنین می باشیم .پس من وحضرت ابوبکر به خدمت رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم رفتیم .گفتم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم حنظله منافق شده است .رسول بزرگوار اسلام فرمودند : این چیست؟گفتم وقتی ما در نزد شما هستیم وبه ما از بهشت ودوزخ میگویید چنین حالتی به ما پدید می آید گه گویا به چشم سر رحمت وفضل وعذاب الهی را مشاهده میکنیم اما وقتی از نزد شما بیرون می رویم مارا مشکلات زندگی به خود مشغول می سازد وزیادیاد خدارا فراموش می کنیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: ((والذي نفسي بيده، لو تدومون على ما تكونون عندي وفي الذكر لصافحتكم الملائكة على فرشكم وفي طرقكم، ولكن ـ يا حنظلة ـ ساعة وساعة)) ثلاث مرات. قسم بذاتی که نفسم به ید اوست اگر هما نطوریکه در نزدمن می باشید دوام بدهید ملائکه با شما درخانه ها ومسيرراهها با شما مصافحه مي كند. اي حنظله ساعتی به یاد خدا وساعتی هم برا ی رفع مشکلات باید کار کرد سه بار تکرا رفرمودند. ببینید این صحابه رسول خدا است چه قد ر متوجه به اعمال خود است واصحاب بزرگوار رضی الله عنهم حرص داشتند بر جلسه ذکر ویادخدا چنانچه حضرت معاذرضی الله عنه می فرمود ( اجلس بنانؤمن ساعة) با ما بنشین بر ایمان خویش فزونی بخش.
3- زیادانجام دادن اعمال صالحه از اسباب تقویت ایمان است .وحضرت ابوبکرصدیق رضی الله عنه الگو واسوه بر ما پیروان اصحاب کبار است درین زمینه روزی رسوال الله صلی الله علیه وسلم از اصحاب خودسوال نمودند . ((من أصبح منكم اليوم صائمًا؟)) قال أبو بكر: أنا، قال: ((فمن تبع منكم اليوم جنازة؟)) قال أبو بكر: أنا، قال: ((فمن أطعم منكم اليوم مسكينًا؟)) قال أبو بكر: أنا، قال: ((فمن عاد منكم اليوم مريضًا؟)) قال أبو بكر: أنا، فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم: ((ما اجتمعن في امرئ إلا دخل الجنة)) رواه مسلم.کی ازشما امروز روزه دارد حضرت ابوبکر رضی الله عنه گفت من. فرمودند:کی از شما امروز به دنبال جنازه رفته است ؟ حضرت ابوبکر رضی الله عنه گفت: من. فرمودند: کی ازشما امروز به مسکین طعام داده است حضرت ابوبکر رضی الله عنه فرمودند: من . فرمودند : کی از شما به عیادت مریضی رفته است ؟ حضرت ابوبکر رضی الله عنه فرمود من.رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: این اعمال در شخصی جمع نمی شودمگر اینکه وارد بهشت می گردد.این قصه دلیلی بر حریص بودن صدیق اکبر است بر انجام اعمال صالحه.
4- ازوسایل اعلاج ضعف ایمان یاد آوری از سکرات موت وعذاب قبر ومیدان محشر است ورسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((أكثروا من ذكر هاذم اللذات)) يعني الموت. رواه الترمذي ياد مرگ رازیا د بنمایید .یاد آوری مرگ وترس سوء خاتمه گناه را ازاطراف انسان دور می سازد وقلب انسان را نرم می گرداند.ازهمین جهت زیارت قبور سنت است زیرا زیارت رفتن قلب را نرم ساخته واشک رادر چشمانانسان جاری می سازد.وپیامبر خدابه ما دستور مي دهندكه به زيارت برويد: ((كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها؛ فإنها ترق القلب وتدمع العين وتذكر الآخرة، ولا تقولوا هجرًا
5- واموری که ایمان را تجدید می نماید توجه به دلایل قدرت الهی است مثل ابر ،باد گرما وسرما که هرکدام اینها وسیله عذاب قوم های گردید که به حرف خدا وانبیاء الهی نگردند.ورسول خدا هر وقت پدیده های طبعی رامشاهده مینمودند چهره مبارک تغییر می خود که مبادا در پشت این نشانه قدرت الهی عذابی باشد.
6- ودیگر ازجمله اسباب قوت ایمان ذکر است که قلب انسان را جلاء می دهدوسببب ارامش اومی گردد.وخداوند جل جلاله می فرماید : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا [الأحزاب: 41]، ای کسانیکه ایمانآورده اید خدا را زیایاد نمایید و در سوره جمعه می فرماید: وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ خدا را زیادذکر کنید تا اینکه رستگار گردید.
7- ودیگر از اسباب ازبینبردن ضعف ایمان محاسبه است که انسان اعمال خود را محاسبه نمایدکه چه اعمال شایسته به روز آخرت آمده نموده است وخدا وند جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ [الحشر: 18]ای کسانیکه ایما آورده اید از خدا بتر سید و ببنیدکه بای فردای خود چه پیش فرستادید. وحضرت عمر فاروق رضی الله عنه می فرمایند :حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا)، باخود محاسبه کنید قبل ازاینکه موردمحاسبه قرار گیرد.
اللهم إنا نسألك بأسمائك الحسنى وصفاتك العلى أن تجدد الإيمان في قلوبنا، اللهم حبب إلينا الإيمان وزينه في قلوبنا، وكره إلينا الكفر والفسوق والعصيان، واجعلنا من الراشدين، برحمتك يا أرحم الراحمين، يا رب العالمين.
درادامه مطلب: موضوعی تحت عنوان اخلاص را فراموش نکنید
بهترین اشخاص وتربیت اولاد
بهترین اشخاص وتربیت اولاد
يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى ((وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ))فصلت 33-34
وعن علي قال قال رسول الله صلي الله عليه وسلم( ادبو اولادکم علی ثلاث خصال حب نبیکم وحب آل بیته وتلاوة القرآن فان حملة القرآن فی ظل عرش الله یوم لا ظله الا ظله مع انبیائه واصفیا ئه ).رواه طبرانی
در آیات متبرکه که ذکر شد الله جل جلاله می فرماید:چه کسی سخن نیکو تر از سخن آنکه بسوی خدا دعوت می کند وکارهای شایسته میکند ومی گوید که البته من از مسلمانانم؟خوبی وبدی برابر نیستند.همواره به نیکو ترین وجهی پاسخ ده ،تا کسی که میان تو واودشمنی است چون دوست مهربان تو گردد. الله جل جلاله کسانی دعوت گران راه اویند وبندگان او را به توحید دعوت می نمایند سخن شان را بهترین قول می نامد . وبزرگترین دعوتگر رسول معظم اسلام بشمار می روند وبعد ازایشان کسانیکه راه رسول الله راتعقیب نموده اند وحتی مؤ ذ نین که مردم را به نماز دعوت می نمایند نیز شامل اند . واینکه رسول الله بعنوان بزرگترین دعوتگر در قرآن معرفی گردیده است وخداوند از همان اوان آغاز رسالت ایشان را دستور میدهد (يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنذِرْ وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ) مدثر1-2 ای جامه درسر گشیده وبر خیز وبیم ده. ودر جای دیگر دستور میدهد: (ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) نحل 125مردم را با حکمت واندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان وبا بهترین شیوه به آنان مجادله کن .واین پیامبری که با چنین روشی دعوت می نماید به سید نا علی رضی الله عنه می فرماید : (لان یهدی الله بک رجلا واحدا خیر لک من حمر النعم) متفق علیه . اگر الله جل جلاله بوسیله تو یک فردی را هم هدایت نماید از شتران سرخ موی عرب « که بهترین مال عرب ها بود» برایت بهتر است . وبا این هدف است که اصحاب رسول الله دعوت را به پیشبردند ودین رسول الله را به کمتر از نیم قرن تقریبا به همه دنیا رسانیدند وچنا نچه مصعب ابن عمیر زمانیکه بعد از پیمان عقبه اول به عنوان معلم قرآن وارد مدینه می شود دلها اهل مدینه را شکار می نماید وآنهارادر مکتب انسان ساز رسول الله رهنمون می گردد. مشهور است وقتیکه مصعب ابن عمیر وارد مدینه می گردد ودر خانه اسعد بن زراره است ووظیفه دعوت را با حکمت وموعظه حسنه به پیش میبرد .رهبر قبیله بنی عبد الاشهل حضرت سعد بن معاذ برای پسر عم خود اسید بن حضیر در زمینه مشوره و تصمیم به اخراج ویا قتل معلم جوان قرآن می گیرد زمانیکه با شمشیر برهنه خود به مصعب می رسد وحضرت اسعد بن زراره اورا قبل از رسیدن به فرستاده رسول الله معرفی می نماید به محض رسیدن از وی میخواهد که مدینه را تر ک نماید واینکه آمده برای نابودی خود با شد . معلم جوان قرآن درمدینه با کمال متانت ازوی می خواهد که انسان روشنی است لحظه حرفهای اورا بشنود در صورت عدم مقبولیت حاضر است مدینه را ترک نماید. سعدبن معاذ پیشنهاد وی را می پذیرد وبه تلاوت آیاتی از قرآن گوش میدهد حقیقت قرآن جای خود را در دلش با زمیکند وایمان می آورد وایمان آن سبب ایمان پسر کا کا یش وقوم وقبیله اش می گردد . این همه تأ ثیرات وراه پیدا نمودن در دل دیگران از زبان کسانیکه محبت الله در قلب شان جای دارد با قول حسن و موعظه حسنه بدست می آید . برداران وخواهران مسلمان ! قرآن همان قران است وهمان تأثیرخود را هم داراست. بشرط اینکه من وشما اخلاص داشته باشیم وبا محبت به الله ورسولش در آن تدبر نماییم . یقیناهدایت گر انسان است. وعلمای علم تزکیه وتربیت اسلامی راههای مختلفی را برای رسیدن به اخلاص ومحبت الله پیشنهاد می نما یند .که خدمت فهرست وار به عر ض میر سانم : 1- قرائت قرانکریم با تدبر . بسیاری ازما مسلمانان قرآن را می خوانیم اما متوجه به مفاهیم روشنگرانه وجاودانه آن نیستیم چون تدبر بر آن نیست در حالیکه هدف از نزول آن نیز عمل به دان میباشد لذا بر یک مسلمان لازم است که از اوامر ونواهی قرآن اطلاع داشته باشد وبدان عمل نماید. 2- تقرب جستن به خدا با ادای نوافل : زیرا ادای نماز روزه وصدقات نافله است که وسیله تقرب ونزدیکی به خدا می گردد. که بسا ما مسلمانان بدا ن توجهی نداریم . 3- مداومت به ذکر و یاد خدابا قلب ولسان وتوجه به مفاهیم اذکاری که خوانده میشود.4- اختیارواطاعت از امر خدا ورسول در هر حالت وزیر پا نمودن خواهشات نفسانی : که دلیلی بر تصدیق خدا ورسول اوست ودر غیر آن نمیشود انسان ادعای ایمان را به خدا ورسول نماید.5- تأمل در اسماء وصفات الهی : تا عظمت ذات اورا در ک نماییم وقتی انسان بر خبیر بودن وبصیر بودن الله ایمان داشته با شد اورا حاضر وناظراعمال خود میداند ودر حضور وی گناه نخواهد کرد . روزی سیدنا عمرفاروق باغلامی که چوپانی گوسفندان بادار خودرا می نمود بر خورد نمودند وخواستند وی را امتحان نمایند . ازوی خواستند گوسفندی را به ا یشان بدهد .غلام گفت گوسفندان از مولای من است ومن اجازه فروش را ندارم فقط وظیفه من چراندن است . سیدنا عمر فاروق بوی گفتند که گوسفند رابه من بده وبرای بادارت بگو که اورا گرگ خورده است . غلام جواب داد اگر بادار ومولایم نمی بیند خدا مرا می بیند ومی فهمد که من دروغ گفته ام جواب خدارا در میدان محشر چه بدهم ؟ اینجا بود که حضرت عمر با غلام را به نزد مولایش رفته واورا خریداری وآزاد نمودند. این نمونه از شنا خت صفات خدا است .6- تأمل در نعمت های الهی : تا بیشتر شکران گذاری وفور نعمات الله باشیم زیرا توجه بر خوان نعمات ، انسان عاقل سپاس گذار صاحب سفره است وما همه هر آنچه داریم نعمت وفضل اوست.7- با انکسار وخضوع وخشوع نمود ن به حضور الله تعالی وخودرا بدو محتاج دانستن و استعانت از ذات او جستن.8- در سحر هابا خدا خلوت نمودن وراز ونیاز کردن. 9- همنشینی با علمائ دین(یااهل خیر وفضل )واستفاده از راهنمایی های شان. 10- د وری جستن از تمام منکرات. ومسأله دوم در آیه مطرح گردیده عمل صالح است. وعمل صالح عبارت است از ادای آنچه خدا فرض نموده ویا امتثال اوامر واجتناب از نواهی . و شروط قبول عمل صالح اول ایمان بخدا است( إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ.)مائده27 همانا اعمال متقین پذیرفتنی است.ودوم اخلاص( وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ) وآنان را جز این فرمان ندادندکه خدا رابپرستند در حالیکه در دین او اخلاص می ورزند . ونماز گزارند وزکات دهند این است دین درست وراست.وسوم متابعت ازنبی کریم است( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ) نساء 64هیچ پیامبری نفرستادیم جز انکه دیگران به امرخدا بایدمطیع فرمان او شوند. ودر غیر آن عمل ظاهرا صالحی نفعی برای انسان ندارد . ومسأله سومی که در آیه مطرح شده است . وشعار بر اینکه من از مسلمین می باشم . و زما نی ادعای اسلامیت در ست است که شخص به طور کامل به اسلام داخل شود یعنی همه فرامین آنرا بپذیرد در غیر ان مسلمان کامل بوی اطلا ق نمي شوىزيرا الله جل جلا له تسطور میدهد: ((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ )) بقره 208ای کسانیکه ایمان آورده اید همه گان به اطاعت در آیید( بطو رکامل در اسلا م داخل شوید) وپا به جای پا شیطان مگذارید که او دشمن آشکارا شما است.لذا نمی شود شخص ادعای اسلامیت را بنماید بازهم با طاغوت وطاغوتیان همکار وهمگام باشد وپیرو خط شیطان باشد بلکه همه چیزآن باید با دین واسلام تطابق داشته باشد. وبر مبنای همین تربیت اسلامی است که رسول الله دستور میدهند برای فر زندان خود سه ویژگی را بیاموزانید اول محبت رسول الله رسو ل خدا می فرمایند: (لا یؤمن احدکم حتی یکون هواه تبعا لما جئت به.)هیچ یک از شما مومن کامل نیست تا اینکه خواهشات او پیرو فرامین من نبا شد .دوم محبت اهل بیت رسو ل الله مراد ازمحبت رسول الله واهل بیت شان الگو قراردادن شان در مسایل زندگی است . که زنان اهل بیت الگوی زنان امت اند وجوانان اهل بیت الگوی جوانان امت . وسوم تلاوت قرآن ومراد ازتلاوت یعنی بدان عمل نمودن وقانون زندگی قرار ادن واز دساتیر آن پیروی نمودن است که متأسفانه بسا از ما مسلمان قران را رو خوانی بلد نیستیم چه رسد به فهمیدن مفاهیم آن ودر آستانه ماه بهار قرآن قرار داریم بر ما است که به این مهم توجه بیشتر نماییم وبا اشترک وایجاد حلقات قرآنی از ین سرچشمه همه خوبی ها استفاده عظیمی را بنماییم واگر ذکر ویاد خدا اعراض شد تحت حکم این فرمان الهی قرار خواهیم گرفت: (( وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى )) طه 124-126 وهر کس از یاد من اعراض نماید ، زندگیش تنک شود ودر روز قیامت نا بینا محشورش سازیم . گوید : ای پروردگار من ، چرا مرا نا بینا محشور کردی وحال آنکه من بینا بودم ؟گوید همچنان که تو آیات ما را فراموش می کردی . امروز خود فراموش گشته ای . لذابی توجهی بر دستورات الله جزای آخرت را به دنبال دارد . وآن هم کوری در آخرت که انسان نتواند بیرق رسو ل الله را ببیند وبر جمال رسول الله چشمش روشن شود . چه قدر بد بختی است ومحورمیت بزرگی است . لذا برادران وخواهران به خود آیید وبه یاد ذکر خدا زندگی خود را سپری نماییید.
)تهیه شده توسط مولوی مهرالله( احدی) خادم دین رسوالله صلی الله علیه وسلم(
در ادامطلب : فراموش نکنید) فتنه اموال واولاد(
رشوت از نظر اسلام
رشوت از نظر اسلام
يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: (( وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ)) بقره ﴿188﴾
تقوی الهی یعنی اجرا دساتیر الهی و واجتناب از نواهی الله تبارک ، خدایی که من شما را برای اطاعت وشناخت خویش آفریده وبرای رهنمایی وشناخت مسیر تقوی انسانها، پیامبرانی را مبعوث گردانیده تااینکه آخرین پیامبر خود حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را با فرامین وحکمت های جهان شمول مبعوث گردانیدودریکی از فرامین خود به روایت ابن مسعود رضي الله عنه رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فر مایند: ((إن الله قسم بينكم أخلاقكم كما قسم بينكم أرزاقكم وإن الله يعطي الدنيا من يحب ومن لايحب ولايعطي الدين إلا من يحب فمن أعطاه الله الدين فقد أحبه لا والذي نفسي بيده لايسلم أو لايسلم عبد حتى يسلم أو يسلم قلبه ولسانه ولا يؤمن حتى يأمن جاره بوائقه قالوا: وما بوائقه؟ قال: غشمه وظلمه ولا يكسب عبد مالاً حراماً فيتصدق به فيقبل منه ولا ينفق فيبارك فيه ولا يتركه خلف ظهره إلا كان زاده إلى النار إن الله لا يمحوا السيء بالسيء ولكن يمحوا السيء بالحسن إن الخبيث لا يمحوا الخبيث)) خد اوند جل جلاله اخلاق شمارا مانندارزاق شمادر میان شما تقسیم نموده است و خداوند جل جلاله دنیا بر کسانیکه دوست دارد وندارد اعطانموده است اما دین رانمی دهد مگربرکسانیکه دوست دارد.و قسم به ذاتيكه نفسم به ید بلاکیف اوست مسلمان نیست ویا سالم نیست بنده تا قلب ولسان آن تسلیم وسالم نباشد ومؤمن کامل نیست کسیکه همسایه از بوائق آن در امان نباشد .گفتند: بوایق أن چيست؟ فرمودند: از غصب وظلم آن . وبنده مال حرام را بدست نمی آورد وصدقه دهد وموردقبول قرار گیرد در خرج كردن ونفق آن بركت نيست وبعد ازخود باقی نمی گزارد مگر اینکه سبب ازدیاد آتش جهنم بر وی می شد وخدا بدی را بابدی محونمی کند مگر بدی را با خوبی ازبین میبرد هما نا پلیدی ازبین برنده ودوركننده پلیدی نست. وقتی در ین حدیث رسول معظم اسلام توجه نماییم می بینیم سه مطلب عمده را رسول خدامطرح می نمایند . اول – خود سازي که انسان زمانی مؤمن کامل است که قلب وزبان آن ازهمه عیوب معنوی سالم باشد کینه وحسادت و حقد دشمني با كسي مگر بواسطه الله نداشته باشد. دوم - بازبان خود دروغ دغل بازي وفریب وغیبت وتهمت و ابراز سخنهاي زشت ولایعنی ولهولعب را ننماید . دوستان وهمسایگان و همجواران اوازدست درر امان باشند اين دو نكته مهم اخلاق شخصي واجتماعي شخص را تضمين مي نمايد وار تباط اورا با خدا وبندگان خدا استوارو محکم می نماید . ودر نکته سوم پیروان خودرا متوجه به کسب ودر آمدشان می نمایند که ا ز راه مشروع وطیب پاک بدست بیاورند زیرا آنچه ازراه حرام وغیر مشروع کسب شود بر علاوه گناه ومعصیت سبب عذاب الهی نیز می گردد. .مسئولیت اخروی به گردن کاسب آ ن است وخدا وند چیز ها ی پاکیزه را مورد قبول خود قرار می دهد. ویکی ازین را های غیر مشروع رشوت است که امروزه متأسفانه بنام شیرنی وتحفه وهدیه وغیره نامیده می شود در حالیکه هدیه وتحفه یک سنت اسلامی است ورشوت ازمحرمات است . خداوند جل جلاله در آیه 188سوره بقره می فرماید: (( وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ)) يعني و اموالتان را ميان خودتان به ناروا مخوريد و [به عنوان رشوه قسمتى از] آن را به قضات مدهيد تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخوريد در حالى كه خودتان [هم خوب] مىدانيد .ورسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند : «لعن الله الراشی والمرتشی والرائش». خداوند جل جلاله رشوت دهنده ورشوت گیرنده وواسطه بین رشوت دهنده ورشوت گیرنده رالعنت نموده وازرحمت خود دور گردانیده است. زیرا رشوت عملی است که صداقت وراستکاری و امانت داری از جامعه دور می گرداند وانسانها به حق خود قایل نبوده بلکه به حقوق دیگران تجاوز می نمایند وحق شانرا ضایع می سازند وامروزه من و شما شاهد این واقعیت هستیم که در سرزمین ما وقتی در وازه رشوت باز شد صداقت ودر ستکاری وامانت داری را از بین برده وکسانیکه درین عمل زشت مبتلا می باشند حقوق برادان خودرا چطور تلف می نمایند.وکار خود را در بسا مواقع ازدیگران با پرداخت رشوت جلو تر می اندازند که مرتکب دوگناه یک دان رشوت ودیگری ضایع نمودن حق برادر خود شدند در حالیکه هردو عمل ناپسند است وخدا ما را از هردو عمل منع میکند . وهر گوشتی که از حرام در بدن انسان بوجود آید آتش جهنم براو سزوار است چنانچه پیامبر بزرگوار ما صلي الله عليه وسلم می فرمایند: ((وأيما لحم نبت من سحت فالنار أولى به)) خدمت رسول معظم اسلام جنازه آوردند که نماز جنازه اش را بخوانند.پیامبر اسلام سوال كردند: ((هل عليه دين؟ فقالوا: ديناران، فقال صلوا على صاحبكم ورفض أن يصلي عليه، فضمن أبو قتادة الدينارين فصلى عليه الرسول وقال صلي الله عليه وسلم : الآن بردت جلدته)). أيا بر اين شخص قرض ودين بنده است؟ گفتند دو دینا ر قرض دار است . فرمودند شما بر رفیق خود نماز بخوانید وبرآن نماز جنازه را خودمبارک ترک نمودند. حضرت ابو قتاده ضمانت دو دينار قرض او ميت رابه دوشگرفت بعد از أن رسو ل الله صلی الله علیه وسلم برآن نماز خواندند وفرمودند حالا پست آن سرد گردید. ببینید بر کسی که به دوش أن قرضی بود رسول خداحاضر به جنازه خواندن آن نیستند . آیا کسانیکه اموال مردم به زور غصب می نمایند و به عنوان رشوت مي خورند وسبب اين ميگردند كه هردو طرف رشوت بدهند ، جرمي بزرگی را مر تکب شده اند آیا لیاقت خواندنكه برجسد أنها نماز جنازه خوانده شود ؟ برادران وخواهران! رسول معظم اسلام حتي از هدیه گرفتن در وقت اجرای مأموریت اصحاب خود منع می نمودند. چنانچه به یکی از اصحاب خود وظیفه دادند که صدقات را جمع آوری نماید بعد از جمع آوری خد مت رسول كريم صلی الله علیه وسلم آمد مقداری را به خدمت رسول کریم صلی الله علیه وسلم داد وقسمتي دیگری برای خود برداشت وگفت اینها رابرایم هدیه دادند چهره رسول معظم اسلام تغییر خورد واصحاب را جمع نمودند وفرمودند:«ما بال رجل نولیه علی صدقات الناس ، فیأتینا ویقول هذا لکم وهذا اهدی لی ، افلا تقعد فی بیت ابه وامه فنظر ایهدی له ام لا» چه شده کسانی را که ما وظیفه بر جمع آوری صدقات می دهیم ومی آید ومی گوید این ها ازشما است واینهارا برای من هدیه دادند چرا در خانه پدر ومادر خود نمی نشیند که ببیند آیا برایش هدیه می دهند یا خیر. ودر روایتی از زمان خلافت سیدنا عمر فاروق داریم که روزواردبازار شدند وشتر فربه وچاقی را دیدند وپرسیدند این شتر ازکسی است برایشان گفتند. شتر ازپسر شما عبد الله است . امیر المؤمنین پسر خود را خواستند وازوی بازجویی نمودندوپسر شان گفت: که شتر لا غری را خریداری نمودم و مثل دیگر مسلمانها در دشت ها وعلف چر رها ساختم تا چاق شودواورابه قیمت بیشتری به فروش برسانم . حضرت عمر فاروق برایش گفتند وقتی در هر کجا شتر تو به چرا رفته کسی او رابه واسطه اینکه شتر پسر امیر المؤمنین است باز نداشته و د روقت آشامیدن آب بواسطه پسر امیر المؤمنین زود تر آب داده شده و لذابه تو وظیفه می د هم که شتر بفروش برسان واصل سرمایه خود را بردار وزیادی آنرا به بیت المال مسلمین تحویل نما. خوب دقت فرمایید ببینید رسول معظم اسلام چطور در وقت انجام وظیفه اصحاب خود را ازگرفتن هدیه باز می دارند و حضرت عمر فاروق حتی احتمال استفاده از مقام را نوع جرم می شمارند . لذا مسلمان حقیقی کسی است از هرآنچه اسلام دستور داده به دان عمل نماید واز هر آنچه رامنع نموده خودرا بازدارد. وراه نجات از فساد اداری امروزه در کسور بازگشت به دسا تیر اسلام است ووظیفه راباید امانت شمرد واستفاده نامشروع ازآن حرام وسبب هر وغضب الهی خواهد گردید. وکم بودن معاشی که هر مأمور دولتی وغیر دولتی با قرارداد خود میگیرد دلیلی نیست که بر امانتی که بوی سپرده شده بی توجهی ویا خیانت نماید. ورسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند « من غشنافلیس منا» کسی که برما (مسلمانان) خیانت نماید ازما(مسلمان) نیست.
نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .
وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.
ادامه مطلب :بیت المال وامانت داری فراموش نکنید
شخصیت وحقوق زن در اسلام
شخصیت وحقوق زن در اسلام
يكى از مسائل مهم و داغى كه در چند دهه اخير در محافل حقوقى و اجتماعى و سياسى دنيا مطرح بوده و امروز هم در گوشه و كنار اين عالم بازار گرم و پررونق دارد مسئله حقوقى زن يا دفاع از حقوق زن است، و قبل از آنكه بيان قرآن و خطابات قانونى او را در اين باره بدانيم لازم است نگاه گذرا و اجمالى به وضعيت زنان و چگونگى حقوق آنها در جوامع گذشته و امروز جهان داشته باشيم.و در حجاز از ظهور اسلام با زن همان معامله انسان وابسته و غيرمستقل انجام مىشد و از هرگونه حق و حقوقى محروم بود، رفتار آنها شباهت زيادى به بشرهاى نيمهوحشى داشت. زيرا با وضع رسوا و ننگينى از زن بهرهبردارى مىكردند و در محيط آنها زن آنچنان بىاراده و اختيار بود كه گاهى جهت ارتزاق صاحب خود كرايه قرار مىگرفت اسلام، زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختيار مىدان د و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مىبيند و هر دو را در يك رديف قرار داده و با خطاب يا ايّها النّاس و يا ايّها الّذين آمنوا مخاطب ساخته است.
قرآن با اين خطابش زن را كه در قعر ذلّت و پستى بود و از هرگونه حقوق فردى و اجتماعى خويش محروم بود، و به عنوان يك موجود ناقص كه فاقد روح و اراده و اختيار باشد معرّفى شد بود، تااینکه اورا زنده به کور میگردن واز داشتن دختر در خانه خود عار داشتندومانند یک چیز بی ارزش ان را خرید وفوروش میکردن تا اینک اسلام عزیزاین زن رابه اوج عزّت و سرافرازى صعود داد و تاج افتخار كرّمنا بنى آدم را بر فرق او نهاد و او را همرديف با مرد انسان و خليفة اللّه فى الارض ناميد.ودر تساوی بودن مرد وزن قران فرمود:هان ای مردم ما یک یک شمارا از نروماده افریدیم وشما را شعبه وقبیله ها قراردادیم تااینکه بشناسید یک دیگر را وبدانید که گرامیترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما است
قرآن با اين بيان بر تمام عقائد و باورهاى جاهلى و اديان تحريف شده كه زن را موجود وابسته و غير مستقل و در مرتبه پايينتر از مرد و طفيلى آن مىدانستند بىاعتبار نموده و بر همه آنها خط بطلان كشيد
در قرآن كريم، بر خلاف ساير اديان و عقايد و باورهاى حاكم بر جامعه آن روز، زن در بسيار از مسايل و كارها مساوى و همطراز با مرد ذكر شده است؛ گرچه در بعض چيزها بين اين دو به حسب ظاهر تفاوت احساس مىشود، مانند سهم ارث و يا واگذارى مسئوليت خانواده به عهده مرد و امثال اينها، ولى اينگونه تفاوتها ارتباط با موقعيت اجتماعى و شرايط طبيعى آنها دارد و هيچ گونه فرقى از نظر جنبههاى انسانى و مقامات معنوى ميان زن و مرد در برنامههاى اسلام وجود ندارد و هر دو مساوى و برابر هستند، امادر باره عزت زن اسلام حجاب را تستورداده است بخاطریکه
يكى از مسائل بسيار مهم كه در اسلام براى زنان به آن تأكيد و سفارش شده مسئله حجاب است، حجاب براى زن به اتّفاق علما دين واجب مىباشد و آيات متعدّد در اين باره داريم كه بذكر دو تا آن بسنده مىشود.
آيه اوّل:
«قُل للمُؤمنات يَغُضُضنَ من ابصارهنّ و يحفُظنَ فروجهن و لايبدين زينتهنّ الّا ظهر منها، و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ و لايبدين زينتهنّ.
همه فقها و دانشمندان اسلامى و مفسّران اتّفاق نظر دارند كه اين آيه دلالت دارد كه بر زنان واجب است بدن و موى خود را از نامحرمان بپوشاند.(2)
توضيح اينكه در اين آيه شريفه به پنج موضوع در رابطه با حجاب و حفظ حريم عفّت تصريح شده است.
1- زنان ديدگان خود را از نامحرمان فرو خوابانند. «يغضُضْنَ من ابصارهنّ».
2- زنان دامان خود را از هرگونه عوامل بىعفّتى حفظ نمايند. «و يحفُظْنَ فروجهنّ».
3- زنان زينت خود را جز آن مقدار كه بطور قهرى آشكار است آشكار نسازند. «و لايبدين زينتهنّ الّا ماظهر منها».
4- زنان بايد روسرى خود را به سينه خود بيفكنند. «وليضربن بخمروهنّ على جيوبهنّ».
5- بار ديگر در قسمت پايان جمله فوق آمده. «و لايبدين زينتهنّ».
فلسفه حجاب
درباره لزوم حجاب و پوشش اسلامى براى زنان علّت و فلسفه ذكر شده كه به بعض آن اشاره مىشود.
1ـ جلوگيرى از فساد
در مرد همواره غريزه جنسى فوق العاده قوى وجود دارد كه او را به شدّت نسبت به زن علاقمند مىكند و از سوى ديگر زنان علاقه شديد به خودآرايى و نمايش خود دارد، نتيجه اگر حجاب و پوشش صحيح در جامعه نباشد هركدام از زن و مرد همچون آتش و پنبه به سوى هم نزديك مىشوند و شعلهور مىگردند، و روشن است دود سياه چنين آتشى به چشم همگان آسيب مىرساند و موجب فسادهاى گوناگون و زمينهسازى براى جرائم و بزهكاريهاى مختلف خواهد شد.
2ـ حفظ كرامت زن
زن از نظر حقوق و شخصيت انسانى با مرد يكسان است، حرمت و كرامت او به اين است كه به عنوان يك انسان شرافتمند به او نگريست نه به عنوان يك وسيله جنسى و وسيله تبليغ كالا و دكور اطاقها و عاملى براى جلب سيّاحان و آن بانويى كه برهنه يا بدحجاب از خانه بيرون مىآيد تا به خانه برگردد دهها و صدها افراد سبكسر و بيماردل او را بچشم شهوت مىنگرند.
3ـ جلوگيرى از بيماريهاى روانى
هرگاه پوششى براى زنان نباشد و آنها با جلوهگرى و عشوهگرى آشكار گردد، به طور طبيعى مردان بخصوص جوانان در يك حالت تحريك دايم قرار مىگيرند، همين موجب هيجان عصبى و اضطراب اعصاب خواهد شد، چنانكه پزشكان روانى مىگويند هيجان مستمر موجب بيمارى روانى خواهد شد دیگر اینکه درمورد حقوق ان بر شوهر چنین میفرماید
۱ـ حقوق زن بر عهده شوهر:
از آنجا كه دين اسلام دين عدالت است حقوق هيچ دسته و طايفهاى در آن ضايع نمىشود و براى هر كسى حقوقى متناسب با وضعيت طبيعى او به نحو احسن در نظر گرفته شده است، و اين در مورد زن و شوهر نيز سارى و جارى است، به خلاف ادّعاهاى دشمنان اسلام و ياوهگويان روشنفكرنما كه همه چيز را از عينك بدبينى غرب و دشمنان اسلام مىبيند اعتراض سرمىدهد كه خانواده اسلامى خانواده مردسالارى است. زنان در آن مظلوم و از حقوق طبيعى خود برخوردار نيست، و براى رفع مظلوميت و رسيدن زنان به حقوق حقّه خويش لازم است كشورهاى اسلامى تمام بندهاى مواد كنوانسيون زنان سازمان ملل متّحد را بپذيرند و آن را در مورد زنان جامعه خويش پياده كند.
اسلام همانطور كه در ساير جهات از خود برنامه و قانونى دارد در مورد زن و مسايل خانوادگى نيز از خود برنامه و قانونى دارد و احتياج به برنامههاى وارداتى ضد دينى و ارزشى بيگانه نيست، در جامعه قرآنى همانطور كه شوهران بر عهده زنان حقوقى دراند و بر زنان لازم است آن را انجام بدهند، متقابلاً زنان نيز بر عهده شوهران حقوقى دارند كه بر مردان لازم است آن را اتيان بكنند، و قرآن كريم در اين مورد مىفرمايد: «وَ لَهُنّ مثل الّذى عليهنّ با المعروف».(10) يعنى همان حقوقى كه مردان بر گردن زنان دارند و زنان نيز به گردن شوهران دارند.
ما اينجا اصول و كلّيات آن سر حقوقى را كه زن در خانواده بر عهده شوهر دارد و در خطابات قرآنى به آن اشاره شده است ذكر مىكنم و ببينم چه حقوقى بالاتر و بهتر و مناسبتر با وضع جسمى و روحى زن در دنيا از اين حقوق است.
الف) حق رفتار شايسته. قرآن كريم برخلاف ملل گذشته و اعراب جاهليت، كه با زنان رفتار بد و برخورد ناشايسته داشتند، خطاب مىكند با زنان رفتار خوش نماييد؛ اگرچه آنها را نمىپسنديد: «يا ايّها الّذين آمنوا.اتقوالله..دیگر جا و عاشروهنّ باالمعروف فَاِنْ كرهتموهنّ».(11)
ب) حق مسكن. قرآن كريم دستور مىدهد به هر جا كه خودتان سُكنى مىگزينيد به زنان همانجا سكنى بدهيد: «اسكنوهنّ من حيث سكنتم من وَجدكم».(12)
ج) حق نفقه. قرآن كريم برخلاف اعراب جاهليت به زنانش نفقه نمىدادند، مىگويد به زنانتان نفقه بدهيد: «الرّجال قوّامون على النّسآء بما فضّل اللّه بعضهم على بعضٍ و بما انفقوا من اموالهم».(13)
د) حق مهر. قرآن كريم برخلاف عادات جاهليت كه به زنانش مهر نمىدادند دستور مىدهد به زنانتان مهرش را به عنوان هديه تقديم نماييد: «و آتُوالنّسآء صدقاتهنّ نحلة».(1۹
اشكال:
اسلام طبق آيه «الرّجال قوّامون على النّسآء»(15)«وللرّجال عليهنّ درجة»(16)، رياست و مسئوليت خانه و خانواده را به مرد واگذار نموده است و اين موجب مىشود زن با مرد در حقوق مساوى و برابر نباشد.
جواب
مسئوليت كلّى هر نهاد يا سازمانى بايد نهايتاً به دست يك فرد يا گروه سپرده شود، و در نهاد خانواده نيز لازم است يك نفر بار مسؤليت كلّى را بر عهده گيرد، امّا اينكه چرا قرآن كريم مسئوليت و سرپرستى خانه و خانواده را به مرد سپرده است، پاسخ روشن دارد.
بين زن و مرد، به ويژه از نظر بيولوژيكى و توان جسمى، تفاوتهايى وجود دارد كه هريك را مستعد پذيرش وظايف خاص مىنمايد. قانونِ آفرينش، وظيفه حسّاس مادرى و پرورش نسلهاى نيرومند را بر عهده زن گزارده است. به همين دليل، سهم بيشتر از عواطف و احساسات به او داده شده است؛ در حالىكه طبق اين قانون، وظايف خشن و سنگين اجتماعى بر عهده جنس مرد واگذار شده است، و سهم بيشتر از تفكّر به او اختصاص يافته است. بر اين اساس، معلمولاً مسئوليت تأمين نيازهاى مالى و اقتصادى خانواده، بر دوش مردها قرار دارد، و اين واقعيت تفويض و سرپرستى خانواده به مرد را به خوبى توجه مىكند
يكى ديگر از نظريات تحقيرآميز نسبت به زن در فرهنگ جاهلى و اديان تحريف شده اين بود كه زن از جهت توانايىهاى معنوى و روحانى، ضعيف است و نمىتواند به مراتب عالى معنوى راه يابد و به مقام قرب الهى آنطور كه مردان مىرسد برسد، قرآن كريم در آيات فراوانى تصريح كرده است كه پاداش اخروى و قرب الهى به جنسيت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد. به تعبير شهيد مطهرى، اسلام در سير من الخلق الى الحق و حركت به سوى خدا هيچ تفاوتى ميان زن و مرد قائل نيست و تفاوتى كه اسلام قائل است در سير من الحق الى الحق است، در بازگشت از حق به سوى مردم و تحمّل مسئوليت پيغامبرى است كه مرد را بر اين كار مناسب دانسته است
قرآن همان اوصاف دهگانه كه براى مرد ذكر مىكند، براى زن هم ذكر مىكند و هيچ فرق بين آنها نمىگذارد:وچنین میفرماید
«-انّ المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصّادقين و الصّادقات و الصّابرين و الصّابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدّقين و المتصّدقات و الصّائمين و الصّائمات و الحافظين فروجهم و الحافظات و الذّاكرين اللّه كثيراً و الذّاكرات اعد اللّه لهم مغفرة و اجراً عظيماً»(19
ترجمه:هراینه مردان مسلمان وزنان مسلمان ومردان مومن وزنان مومنه ومردان بندگی گننده وزنان بندگی گننده ومردان راستگوی وزنان راستگوی
ومردان زحمتکش(صابر)وزنان زحمتکش (صابر)ومردان فروتی کننده وزنان فروتی کننده ومردان خیرات دهنده وزنان خیرات دهنده ومردان روزه دار وزنان روزه دار ومردان حفاظت کننده فرج های خود وزنان حفاظت کننده فرج های خود ومردان یاد کننده خدارا به ذکر بسیار وزنان ذکر کننده.
مهیا کرده است خدا برای ایشان آمر زش وثواب بزرک.
قرآن كريم زن و مرد را بديده يكسان مىنگرد، به هيچ وجه نمىگويد كه اين دو جنس از لحاظ نيرو و استعداد و توانايىها كاملاً مشابه و همانند يكديگرند. تساوى زن و مرد از نظر تواناييها و استعدادها، از جمله اشتباهات رايج و فسادانگيز عصر ما، به ويژه در جامعه غربى است كه برابرى زن و مرد را به طور مطلق انگاشته و حتّى در زمينه فعاليتها و نقشهاى اجتماعى نيز تفاوت ميان آن دو قائل نمىشود.
اين ايده باعث شده كه جامعه غرب به يك جامعه تك جنسى مبدّل گردد، تا بدانجا كه زنان عملاً از زن بودن خود احساس تنفّر كرده و به تقليد از مردان بپردازند و تلاش مىكنند كه همگام با مردان نقشهايى را در جامعه عهدهدار شوند كه پول و قدرت بيشتر در آنها نهفته است. اين نظريه باعث شده كه زنان به كلّى وظايف اصلى خويش را فراموش كرده و در سازمانهاى دولتى و يا تجارى به رقابت با مردان برخيزند.
جامعهاى كه بر اساس قرآن بنا مىشود، جامعهاى دو جنسى است كه در آن هر يك از دو جنس زن و مرد به وظايف خاص خويش مىپردازند، و در اين تقسيم كار، مسئوليت اداره امور اقتصادى جامعه، بيشتر بر دوش مردان و اداره خانه، پرورش و تربيت فرزندان كه در اسلام از اهميت ويژه برخوردار مىباشد، بيشتر بر دوش زنان قرار دارد، و تنها در اين صورت است كه سلامت و رفاه اجتماعى تأمين خواهد شد. و قرآن كريم در اين زمينه اشاره دارد:
«و الوالداتُ يرضعن اولادهنّ حولين كاملين لمَنْ اراد ان يتمّ الرّضاعة و على المولود له رزقهنّ و كسوتهنّ با المعروف لاتكلّف نفسٌ الّا وُسعها لاتضارّ والدةٍ بولدها و لامولودٌ له بولد(بقره 232)
ترجمه:
پس نتيجه اینكه عزت وکرامت وشرافتیکه اسلام برای زن داده است در هیچ از ادیان داده نشده است زیرا اسلام زن و مردرا از نظر خلقت و آفرينش مساوى دانسته و هيچيك بر ديگرى ترجيح و برترى نداده و اگر برترى باشد به واسطه علم و كمالات نفسانى و فضائل اخلاقى است كه خارج از سرشت و خلقت آنها مىباشد.
ادامه مطلب مقام زن دراسلام
مولوی مهرالله احـدی شخـص دعوت گر بسوی صـراط المستقیـم وخطیب مسجد جامع خواجه عبدالله انصار واقع گولای پارک حصه سوم خیرخانه کابل